من یه پرندم آرزو دارم تو یارم باشی
من یه پرندم 🕊️ آرزو دارم تو یارم باشی..
کمیک روح ها پارت ۱۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔴الستور
🔴میشه بگی تو روزنامه چه نوشته بود؟(نگاه خیره)
*انگار که تو توسط یه قاتل زنجیرهای کشته شدی شکارچی داشت یه جنازه رو خاک میکرد که تو پیدات شد بعد اون شکارچی به تو شلیک کرد
🔴(تو ذهن فکر کردن) جالبه اونا فکر کردن من توسط شکارچی کشته شدم بعد همه قتلایی که کردم افتادن گردنه اون شکارچی... هه چه خنده دار..
*امممم... پسر خاله نمی خوای منو با این خانم که همراهته آشنا کنی
🟡چارلی
🟡خوب من...
🔴ایشون چارلی مورنینگ استار هستن یه دوست عزیز از یه جای خیلی دور....
*اهل کجا؟
🔴استرالیا..
🟡چی؟! اوووو .... آره من اهل استرالیا هستم هه هه هه ..
(در جهنم)
(شرکت ولنتینو)
🟢ولنتینو
🟢خیلیییی عالیه که از شر اون دو تا مزاحم راحت شدم... (صدا زدن) آنجل!!!
🟣آنجل
🟣بله..... ولنتینو..
🟢یه خبر عالی برات دارم پیشی کوچولوت همون آشغال کیری.... که تو رو تشویق میکرد.. الان داره آخرییییین لحظات زندگیشو سپری میکنه
🟣منظورت چیه؟!
🟢اون گنده دماغ تیر خورده با همین دستای خودم کارشو تموم کردم...
🟣نهههههه!!!! تو ... تو ... دوستمو ازم گرفتی!!!!!(حمله کردن)
🟢(سیلی زدن به آنجل) یادت باشه کی هستی نمک به حروم جنده آشغال!!(هل دادن آنجل به داخل اتاق)باید ادب بشی
🟣(افتادن داخل تخت) نه جلو نیا به من نزدیک نشو ..
🟢وایسا باید امروز بهت یادآوری کنم ارباب واقعیت کیه...
(دستم نمیگیره با جزئیات تایپ کنم😂)
(۳ساعت بعد)
🟢خوب الان میتونی بری ...
🟣(شوکه شدن لرزیدن)
🟢باید به واکس زنگ بزنم(زنگ زدن) الو واکس عزیزم امروز دو تا خبر خوب برات دارم...
🔵واکس
🔵خبرای خوب بده ول امروز خیلی کلم داغ کرده
🟢پس بزار خنکش کنم از کجا شروع کنم از خبر مورد علاقم.... هاسک تیر خورده
🔵وای ول این خبره خوبت بود واقعاً؟ خوب برات خوشحالم حالا راضی شدی
🟢هه هه هه هه هنوز تموم نشده با این خبری که قراره بدن براقات میره... پرنسس و گوزن مورد علاقت یهویی بیهوش شدن..
🔵صب کن ببینم چی؟! (روشن کردن دوربین های جاسوسی داخل هتل) (دیدن الستور) (ذوق کردن) چجوری بیهوش شده؟! این بهترین خبری بود که امروز شنیدم .. شب برات جبران میکنم ول فعلاً باید قطع کنم
🟢(قطع کردن گوشی) اینم از چاشنی حالا که غول مرحله آخر از میدون رفته وقته خوبیه برای نابود کردن اون هتل مزخرف..
🔵باید برم برای استقبال ال اما نه با دست خالی (روشن کردن دکمه)(بیرون اومدن ربات های جنگی)
(در راه)
⚪وگی
⚪آدرسش همین جاست قربان...
⚫لوسیفر
⚫چجوری یکی از افراد اشرافی کارش به اینجا کشیده ...
⚪(در زدن)
(باز شدن در)
ادامه دارد...
کمیک روح ها پارت ۱۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔴الستور
🔴میشه بگی تو روزنامه چه نوشته بود؟(نگاه خیره)
*انگار که تو توسط یه قاتل زنجیرهای کشته شدی شکارچی داشت یه جنازه رو خاک میکرد که تو پیدات شد بعد اون شکارچی به تو شلیک کرد
🔴(تو ذهن فکر کردن) جالبه اونا فکر کردن من توسط شکارچی کشته شدم بعد همه قتلایی که کردم افتادن گردنه اون شکارچی... هه چه خنده دار..
*امممم... پسر خاله نمی خوای منو با این خانم که همراهته آشنا کنی
🟡چارلی
🟡خوب من...
🔴ایشون چارلی مورنینگ استار هستن یه دوست عزیز از یه جای خیلی دور....
*اهل کجا؟
🔴استرالیا..
🟡چی؟! اوووو .... آره من اهل استرالیا هستم هه هه هه ..
(در جهنم)
(شرکت ولنتینو)
🟢ولنتینو
🟢خیلیییی عالیه که از شر اون دو تا مزاحم راحت شدم... (صدا زدن) آنجل!!!
🟣آنجل
🟣بله..... ولنتینو..
🟢یه خبر عالی برات دارم پیشی کوچولوت همون آشغال کیری.... که تو رو تشویق میکرد.. الان داره آخرییییین لحظات زندگیشو سپری میکنه
🟣منظورت چیه؟!
🟢اون گنده دماغ تیر خورده با همین دستای خودم کارشو تموم کردم...
🟣نهههههه!!!! تو ... تو ... دوستمو ازم گرفتی!!!!!(حمله کردن)
🟢(سیلی زدن به آنجل) یادت باشه کی هستی نمک به حروم جنده آشغال!!(هل دادن آنجل به داخل اتاق)باید ادب بشی
🟣(افتادن داخل تخت) نه جلو نیا به من نزدیک نشو ..
🟢وایسا باید امروز بهت یادآوری کنم ارباب واقعیت کیه...
(دستم نمیگیره با جزئیات تایپ کنم😂)
(۳ساعت بعد)
🟢خوب الان میتونی بری ...
🟣(شوکه شدن لرزیدن)
🟢باید به واکس زنگ بزنم(زنگ زدن) الو واکس عزیزم امروز دو تا خبر خوب برات دارم...
🔵واکس
🔵خبرای خوب بده ول امروز خیلی کلم داغ کرده
🟢پس بزار خنکش کنم از کجا شروع کنم از خبر مورد علاقم.... هاسک تیر خورده
🔵وای ول این خبره خوبت بود واقعاً؟ خوب برات خوشحالم حالا راضی شدی
🟢هه هه هه هه هنوز تموم نشده با این خبری که قراره بدن براقات میره... پرنسس و گوزن مورد علاقت یهویی بیهوش شدن..
🔵صب کن ببینم چی؟! (روشن کردن دوربین های جاسوسی داخل هتل) (دیدن الستور) (ذوق کردن) چجوری بیهوش شده؟! این بهترین خبری بود که امروز شنیدم .. شب برات جبران میکنم ول فعلاً باید قطع کنم
🟢(قطع کردن گوشی) اینم از چاشنی حالا که غول مرحله آخر از میدون رفته وقته خوبیه برای نابود کردن اون هتل مزخرف..
🔵باید برم برای استقبال ال اما نه با دست خالی (روشن کردن دکمه)(بیرون اومدن ربات های جنگی)
(در راه)
⚪وگی
⚪آدرسش همین جاست قربان...
⚫لوسیفر
⚫چجوری یکی از افراد اشرافی کارش به اینجا کشیده ...
⚪(در زدن)
(باز شدن در)
ادامه دارد...
- ۳.۹k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط