{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با صدای گنجشک و خنکی شهریور به تنم بیدار شدم و لحاف رو دو

با صدای گنجشک و خنکی شهریور به تنم بیدار شدم و لحاف رو دور خودم پیچیدم. صدای گفتگوی پدر و مادرم از توی حیاط میومد.

(و این شاید زیباترین سکانس از زندگی باشد)
تقدیمـ به تمام پدر و مادرای دلسوز و مهربان سرزمینمـ😍
دیدگاه ها (۲۹)

#خط منـ 📚دوست نزدیک‌تر از من به من است«قربُکَ مِنه أن تکونَ ...

#بهترین_کتابهایی_که_خوانده_ام - می خواهم حکم کنم سرت را ببرن...

#خطـ منـ📝#شکر_گزاری‌‌هر روز را با شکر گزاری شروع کنید وآخر ش...

#سیاست_های_خانومی #روانشناسی رفتاری زنی مشغول درست کردن تخم ...

سکوت پیستPart:⁷¹از گرسنگی شدید از خواب بیدار شدمتوقع داشتم ا...

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part 9یک هفته بعد ...حالا یک...

سکوت پیستPart:¹⁷و باز هم مثل روزای دیگه با صدای آلارم گوشیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط