{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم...

غمگینم...

مانند جوانی که لحظه ی اعدام به گریه ی مادرش میخندید...!

خاطرش آمد که به او گفته بود خنده ات آرامم میکند پسرم
دیدگاه ها (۶)

گراهام بل ِ لعنتی عزیزتلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختر...

خدایا حواست هست؟! صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید كه تو...

کتاب مقـــدس آدم بــرفی ها...یک آیه دارد:" دلگـــرم نشـو!

ب سلامتی پسری ک میره سربازی اونم ب خاطر عشقش ولی وقتی برمیگر...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

اسم:عشق مافیا شخصیت اصلی :جونگکوک-ات شخصیت های فرعی: پدر ات ...

وارث سایه ها

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪ات تمام شب به آدرس روی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط