{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما هر چه را که باید

ما هر چه را که باید
از دست داده باشیم
از دست داده ایم
ما بی چراغ به راه افتادیم
و ماه، ماه ، ماده ی مهربان
همیشه در آنجا بود
در خاطرات کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی
و بر فراز کشتزارهای جوانی
که از هجوم ملخ ها می ترسیدند

چقدر باید پرداخت..؟!

#فروغ_فرخزاده
دیدگاه ها (۳)

‌با من رجوع کنبه ابتدای جسمبه مرکز معطر یک نطفهبه لحظه‌ای که...

آه ای زندگی منم که هنوزبا همه پوچی از تو لبریزمنه به فکرم که...

نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنمگل با ب...

Hangi sözün olsa çekerimهر حرفی بگی به جون میخرمVer elinden ...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

هیچ انتظاری کشنده‌تر از ایستادن در راهروهای سرد و بی‌انتهای ...

روزها هرطور که هست می‌گذرند؛ با شلوغی‌های کاذب، با صداهای غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط