{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ انتظاری کشنده‌تر از ایستادن در راهروهای سرد و بی‌انته

هیچ انتظاری کشنده‌تر از ایستادن در راهروهای سرد و بی‌انتهای یک بیمارستان نیست؛ آنجا که زمان کش می‌آید و هر ثانیه، به سنگینیِ یک سال می‌گذرد. حالا تصور کن آن جانِ شیفته‌ای که روی تخت، میان مرگ و زندگی دست‌وپا می‌زند، یک شخص نیست؛ یک «وطن» است با تمام خاطراتش، با خاکش، و با مردمی که نبضشان به نبض او بند است.
ما سال‌هاست که در این راهروی تاریک و نمور قدم می‌زنیم. گوش خوابانده‌ایم به درِ بسته‌ای که پشت آن، پاره‌ای از وجودمان زیر تیغ جراحی است. تک‌تک ما، با هر خبری که می‌رسد، دست‌هایمان می‌لرزد، دلمان هری می‌ریزد و دوباره به این درِ قفل‌شده خیره می‌شویم. تک‌تک ما جراحی کورمال‌کورمالِ سرنوشت را بر پیکر این خانه تماشا می‌کنیم و کاری از دستمان برنمی‌آید جز آنکه به ریسمانِ لرزانِ امید چنگ بزنیم.

این چه اندوهِ غریبی است که یک ملت را این‌گونه در یک اضطراب مشترک پیر می‌کند؟ ما نه جراحیم که کاری کنیم، و نه غریبه‌ایم که راه بگیریم و بروم. ما خویشاوندانِ درجه‌اولِ این تنِ خسته‌ایم؛ محکوم به ماندن، محکوم به چشم دوختن به چراغِ بالای در اتاق عمل.

چقدر تشنه شنیدنِ آن چند کلمه‌ی ساده‌ایم. همان چند کلمه‌ای که بغضِ چند نسل را بشکند و به این کابوسِ ممتد پایان دهد: (خوب شد... تموم شد... دردهاش به پایان رسید..)
اما تا آن روز، این حالِ عجیب و این دلشورهِ با ماست. در راهرویی که بوی بیم و امید می‌دهد، ما همچنان ایستاده‌ایم؛ خیره به دری که سرانجام باید روزی گشوده شود، تا کسی بیاید و بگوید این تنِ رنجور، دوباره نفس می‌کشد.
دیدگاه ها (۱)

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

گاهی اوقات ما انسان ها فکر می کنیم زمانی که بمیریم دفتر زندگ...

📍ما نه هرگز منتظر می‌مانیم، نه تسلیم می‌شویم و نه کشور را تع...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 13هیچ‌کس حرف نمی‌زد.همه به جمله‌...

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط