پارت ۷
پارت ۷
ساعت ۹ و ۳۱ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":
بعد از شام جونگکوک تهیونگ رو گرفت و برد تو اتاق.خودش نشست رو صندلی و تهیونگ رو نشوند رو پاش و دستاش رو از پشت گرفت.تهیونگ که از این حرکت متعجب شد کمی تکون خورد تا بلند شه ولی جونگکوک محکم تر کوبوندش رو اونجایی که نباید.بعدش هم شروع کرد به وحشیانه مارک کردن.تهیونگ بخاطر دردی که تو گردنش بود شروع کرد به ناله کردن.جونگکوک وسط مارک کردن گفت:
جونگکوک:اره خرس عسلی،جوری ناله کن که همه بفهمن اونی که میتونه بفاکت بده و ناله هاتو در بیاره منم
و لیسی به مارکی که کاشته بود زد و فاصله گرفت.
ساعت ۹ و ۳۱ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":
بعد از شام جونگکوک تهیونگ رو گرفت و برد تو اتاق.خودش نشست رو صندلی و تهیونگ رو نشوند رو پاش و دستاش رو از پشت گرفت.تهیونگ که از این حرکت متعجب شد کمی تکون خورد تا بلند شه ولی جونگکوک محکم تر کوبوندش رو اونجایی که نباید.بعدش هم شروع کرد به وحشیانه مارک کردن.تهیونگ بخاطر دردی که تو گردنش بود شروع کرد به ناله کردن.جونگکوک وسط مارک کردن گفت:
جونگکوک:اره خرس عسلی،جوری ناله کن که همه بفهمن اونی که میتونه بفاکت بده و ناله هاتو در بیاره منم
و لیسی به مارکی که کاشته بود زد و فاصله گرفت.
- ۲۴۱
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط