{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
ساعت ۸ و ۴۶ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
تهیونگ برگشته بود و جونگکوک داشت شیر موزش رو میخورد.بعد از تموم کردن شیر موزش حالت تهوع داشت ولی اولش بهش توجهی نکرد ولی بعد از گذشت دقایقی دید واقعا داره بالا میاره پس به سرعت به تهیونگ گفت:
جونگکوک:تهیونگی من حالت تهوع دارم.دیگه نمیتونم تحمل کنم
و دوتایی با عجله به سمت سرویس رفتن و جونگکوک نشست رو زانو هاش و تو توالت مدام عوق زد و بالا اورد.تهیونگ هم کمر و پهلوش رو میمالید.بعد از اتمام استفراغش برگشت و با چشمای کمی قرمز و اشکی رو به تهیونگ گفت:
جونگکوک:تهیونگی حالم بده
و بیهوش شد.تهیونگ صورتش رو پاک کرد و براید بغلش کرد و بردش خونه ی جیمین و یونگی چون به محل مهمونی نزدیک تر بود.ولی قبل رفتن اون لیوان شیر موز رو با خودش برد.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تو راه جونگکوک محک...

پارت ۳ ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":حدود ۵ ساعت از ا...

پارت ۶ "اخر"ساعت ۱۲ و ۴۰ دقیه بامداد_نویسنده "کارن": بعد از ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟕ویو جونگکوکتو مدرسه بودم و زنگ تفریح خ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁷(نایون+...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط