رمان آرام باش
رمان آرام باش
پارت ۸
ندا:: کسی چرا خونه نیست
کامیار :: نمیدونم وایسا زنگ بزنم
مکالمه
م.ن:: الو
کامیار :: سلام کجایین پس؟
م.ن:: سلام پسر گلم مادر بزرگ ندا یکم حالش بد بود آمدیم شهرستان
کامیار:: ( خوشحال میشه)عه چه عالی یعنی چیزه خدا سلامتی بده کی برمیگردین؟
م.ن:: هنوز یه چند روز تا وقتی حالش یکم بهتر شه اینجاییم
کامیار :: باشه سلام برسونید مواظب خودتون باشید فعلا
قط میکنه
ندا:: چیشدددد
همه چیو میگه
ندا:: عهه ایشالله ک چیزی نمیشه
کامیار آروم آروم نزدیک میشه
اهوم
ندا:: کجا داری میای
کامیار :: عشقم
ندا:: جوون
کامیار :: مسخره بازی نکن
ندا:: ببخشید بگو
کامیار دستشو از روی شلوار میکشه رو د..یکش تو رو میخواد
ندا:: چیی
کامیار میگه:: بیا دست بزن ببین چقدر برات سفت شده
ندا:: کامیار چی میگه نمیشههه
کامیار؛؛ چرا نشه اول آخرش ک مال خودمی
ندا:: کامیاررر
یهو کامیار ندا رو میندازه رو دوشش میبره تو اتاقش و در و قفل میکنه
میندازه رو تخت
بقیه اسماتتتتتتتتتت
جنبه نداری نخون
بوس
.........
پارت ۸
ندا:: کسی چرا خونه نیست
کامیار :: نمیدونم وایسا زنگ بزنم
مکالمه
م.ن:: الو
کامیار :: سلام کجایین پس؟
م.ن:: سلام پسر گلم مادر بزرگ ندا یکم حالش بد بود آمدیم شهرستان
کامیار:: ( خوشحال میشه)عه چه عالی یعنی چیزه خدا سلامتی بده کی برمیگردین؟
م.ن:: هنوز یه چند روز تا وقتی حالش یکم بهتر شه اینجاییم
کامیار :: باشه سلام برسونید مواظب خودتون باشید فعلا
قط میکنه
ندا:: چیشدددد
همه چیو میگه
ندا:: عهه ایشالله ک چیزی نمیشه
کامیار آروم آروم نزدیک میشه
اهوم
ندا:: کجا داری میای
کامیار :: عشقم
ندا:: جوون
کامیار :: مسخره بازی نکن
ندا:: ببخشید بگو
کامیار دستشو از روی شلوار میکشه رو د..یکش تو رو میخواد
ندا:: چیی
کامیار میگه:: بیا دست بزن ببین چقدر برات سفت شده
ندا:: کامیار چی میگه نمیشههه
کامیار؛؛ چرا نشه اول آخرش ک مال خودمی
ندا:: کامیاررر
یهو کامیار ندا رو میندازه رو دوشش میبره تو اتاقش و در و قفل میکنه
میندازه رو تخت
بقیه اسماتتتتتتتتتت
جنبه نداری نخون
بوس
.........
- ۱۱۰
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط