{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ و شیرین 🧸

تلخ و شیرین 🧸
پارت¹⁴
پاشدم و رفتم جلوی آینه و آنقدر که گریه کرده بودم
زیر چشمام کبود شده بود
پس کلی میکاپ کردم و
یه لباس سفید که خیلی باز بود پوشیدم
موهام رو باز گذاشتم
از یه عطرم زدم و رفتم
وانیا:اوووو‌ کجا میری
میا:با تهیونگ میریم بیرون
وانیا: میگم تو دوسش داری
میا:وی میگی دیوونه خدا حافظ (خنده)
وانیا:خدا حافظ
و میا بعد از ۱۰ دقیقه میرسه
ذهن میا:واییی چه رستوران باحالی
و قشنگی
و می‌ره طبقه ی
بالا
و میبینه ته نشسته روی یه میز
میا:عامممم سلام
ته: (محو میا شده)
میا:تهیونگ
ته:چی چیزه سلام خیلی خوشگل شدی
میا:ممنون
و جونگکوک میاد
ته:چطوری جونگی
کوک: خوبم سلام خانوم میا
میا:سلام
ویو جونکوک ✨
واییی چقدر دختره خوشگلی‌ خیلی خوشگله
من می‌دونم که ته اینو دوست نداره فقط برای اون
پرونده میخوادش
من نمی‌دونستم که این اون دختره
ته قبلاً عکسش رو بهم نشون داده بود
من فکر میکردم که این دختره اون نیست
و ته رو یکی‌دیگ‌ کراش
زده اون لیاقتش بیشتر از ایناست
گارسون:چی میل دارید ؟
ته:خانوم میا چی میخورید
میا:عامممم من یه استیک می‌خوام
کوک‌: منم سالاد سزار می‌خوام
ته:برای منم. کباب گوسفند بیارید لطفاً
گارسون :حتما
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

شرطا برای پارت بعدی 🔪 باید ⁴²⁴ تایی بشیم

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹³ میا:دیگ سمت منو دوستام پیدات نشه لطفاً ...

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹²وقتی که واردکافه شدم دیدم که با دوست پسر...

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹سلام من میا هستم من ¹⁹ سالمه و داخل یه کا...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط