موزان: دوما این همه آدم چرا باید یه خرگوش
موزان: دوما این همه آدم چرا باید یه خرگوش
بیاری؟
آکازا: برای منم سواله
دوما: گفتم شاید به دردمون بخوره
کوکوشیبو: اینارو ول کنید به این فک کنیم که چیکارش کنیم
موزان: ازش حرف میکشیم
موزان به سمت جکس رفت و گفت: بگو ببینم
مقر شیطان کشا کجاست؟
جکس: کدومشو میگی؟ خونه اون دختر پروانه ایه که باهاش حال نمیکنم یا خونه اون که صورتش شبیه اختاپوسه کلی نصیحت و اون چرت پرتا میگه؟
دوما خندید قهقه زد آکازا سعی کرد جلو خندش بگیره ولی نتونست کنترل کنه و خندید کوکوشیبو فقط نگاه میکرد حتی لبخند نزده بود
موزان: سسسساااکتتتتت
دوما و آکازا سریع خودشون جمع جور کردن
موزان: همشو میخوام
جکس: نوچ نمیگم
موزان: اگه نگی کاری میکنم که درد بکشی
وقتی موزان حرفش تموم کرد ناگهان دستش ماهیچه ایی شد و به جای زخم سینش فرو کرد جکس فریاد زد
موزان: تو همین زندان بپوس ☆ لطفا منو به همون جایی که بودم ببر
☆یه تار زد و موزان غیب شد
بقیه هم رفتن
جکس از شدت درد افتاده بود به یه جا خیره شد فقط امیدوار بود یکی بیاد نجاتش بده
دارم زحمت میکشم لایک کنید 😭💔
بیاری؟
آکازا: برای منم سواله
دوما: گفتم شاید به دردمون بخوره
کوکوشیبو: اینارو ول کنید به این فک کنیم که چیکارش کنیم
موزان: ازش حرف میکشیم
موزان به سمت جکس رفت و گفت: بگو ببینم
مقر شیطان کشا کجاست؟
جکس: کدومشو میگی؟ خونه اون دختر پروانه ایه که باهاش حال نمیکنم یا خونه اون که صورتش شبیه اختاپوسه کلی نصیحت و اون چرت پرتا میگه؟
دوما خندید قهقه زد آکازا سعی کرد جلو خندش بگیره ولی نتونست کنترل کنه و خندید کوکوشیبو فقط نگاه میکرد حتی لبخند نزده بود
موزان: سسسساااکتتتتت
دوما و آکازا سریع خودشون جمع جور کردن
موزان: همشو میخوام
جکس: نوچ نمیگم
موزان: اگه نگی کاری میکنم که درد بکشی
وقتی موزان حرفش تموم کرد ناگهان دستش ماهیچه ایی شد و به جای زخم سینش فرو کرد جکس فریاد زد
موزان: تو همین زندان بپوس ☆ لطفا منو به همون جایی که بودم ببر
☆یه تار زد و موزان غیب شد
بقیه هم رفتن
جکس از شدت درد افتاده بود به یه جا خیره شد فقط امیدوار بود یکی بیاد نجاتش بده
دارم زحمت میکشم لایک کنید 😭💔
- ۱۴
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط