قلعه بینهایت

قلعه بینهایت

*از دید جکس *
«چشمام باز کردم و توی جای عجیب بودم...
من کجام؟... نشستم و دیدم تو یه زندان خیلی دنجم.. هنوز سینه م درد می کرد..
یه نفر اون بالا دیدم که گیتار دستش بود و موهاش رو صورتش بود»

جکس: خانمی که گیتار دستته.. میشه بگی من تو کدوم قبرستونی هستم؟

(اسم شو نمیدونم🤣 برای همین ☆ اینو میزارم)
☆: اینجا قلعه بینهایته جایی که شیاطین توش زندگی میکنن
جکس: چیی؟ عه.. الان میخواین چیکارم کنید؟

دوما و آکازا آومدن

دوما: نگران نباش خرگوش کوچولو الان تکلیفت مشخص میشه

آکازا: چرا باید یه خرگوش بیاری اینجا؟؟ کلی شیطان کش هست چرا خرگوش؟ واقعا احمقی
دوما: آکازا تو همیشه خدا غر میزنی..

کوکوشیبو هم اومد و گفت: این فرق داره اگه ارباب موزان قبول کنه میتونیم شیطانش کنیم
آکازا: عقلتون از دست دادین؟ ما آدم ها رو شیطان میکنیم نه یه خرگوش بی مصرف

جکس: اسمم جکسه.. نه خرگوش.. عوضی ها
دوما: جکس؟ اوه.. چه اسم قشنگی واقعا برازنده ته
جکس: حالا میشه آزادم کنین؟
کوکوشیبو: هنوز کارمون باهات تموم نشده
☆: ارباب موزان تشریف میارن
...
دیدگاه ها (۸)

کپشن

بیو برای اوسیماسم: چیوریفامیل: تسوگیکونی تایپ: INTJرده: هاشی...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ #New post  ‌  ‌(♱𝆬)‌‌ ‌ ‌ ‌꩜〜〜〜〜〜〜 ♱𝆬 〜〜〜〜〜〜꩜. ...

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:3^ ...

کوکومی / آرت / اوسی شیطان کش / شیپ تنگن / کوکومی چیاهو / .یه...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط