{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی ب

....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی به رویش دست میکشیدم تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی!!!
دیدگاه ها (۱)

My best friend

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

مانگا / انیمه | atelier of witch hat

.#حکایت_آموزنده روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگو...

آن پیچکهای یاغی

سلام حضرت نجات ، مهدی جانصبحت بخیر امید ما ، آرزوی ما ...صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط