پای پنجره افتاده ام
پای پنجره افتاده ام
وَ پاهایم انگار
برای همیشه به خواب رفته اند ؛
دیگر چه فرقی می کند
از کدام سمتِ کوچه بیایی ؛
وقتی پنجره هم
رو به نیامدن تو باز می شود ...!
مثل همیشه دیر می رسی
وَ دستم را
وقتی می گیری
که زندگی
دست از من کشیده است ...
وَ پاهایم انگار
برای همیشه به خواب رفته اند ؛
دیگر چه فرقی می کند
از کدام سمتِ کوچه بیایی ؛
وقتی پنجره هم
رو به نیامدن تو باز می شود ...!
مثل همیشه دیر می رسی
وَ دستم را
وقتی می گیری
که زندگی
دست از من کشیده است ...
- ۷۱۱
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط