امشب شبیه که میخوام منم دردامو یه جا خالی کنم کنم شاید یک
امشب شبیه که میخوام منم دردامو یه جا خالی کنم کنم شاید یکم از بغضم کم شد من عسلم عسل 13سالمه کلاس هشتمم فرزند تکم مامانم فرانسوی بابام ایرانی اصلیت بابام تهرانه بخاطر کارش میره فرانسه عاشق مامانیم میشه مامانم دینش مسیحی و بابام دینش شیعه اینا خیلی به مشکل برمیخورن با نارضایتی خونواده ها و...تا اینکه بالاخره ازدواج میکنن و من به دنیا میام که ای کاش نیومده بودم موهام خرمایی هست چشمام نمیدونم چه رنگیه یه رنگه خاصه ولی من مشکی رو دوس داشتم مثل بابام قدم 157ووزنم 50 نه لاغرم ونه تپل پوستم سفید اول تا سه سالگی تهران زندگی میکردیم بعد اومدیم شیراز نمیدونم چرا من عاشق مامان و بابام بودم ولی دین مسیحی رو دوست ندارم اصلا تا اینکه یه سال پیش با کمک مامانجونم دینم شد مثل شماها ولی خدا باهام قهر کرد یه پسر اومد تو زندگیم عاشقش شدم زندگیم شد ولی اون منو بخاطر هوس و پول میخواست هه ولم کرد خورد شدم شکستم دوبار خودکشی کردم نمردم تا اینکه چندماه پیش بابا و مامانم تو یه تصادف فوت کردن دیگه کلا نابود شدم هه منم و یه خونه که شب و روز تنهام هیچکس ندارم چندبارم بعد تصادفشون خودکشی کردم نمردم...الانم اینجا تو برنامه مجازی ولم تا غصه هام یادم بره...
خدایا خودت منو بکش:(
خدایا خودت منو بکش:(
- ۸.۵k
- ۱۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط