چه بگویم ای دوست
چه بگویم ای دوست
چه بگویم که دلم طوفانیست
قایق دوستیَت هم که دگر
پیدا نیست
چه بگویم از تو
تو که ترکم کردی
تو رهایم کردی
در همان لحظه که محتاج شدم
در همان پرده ی آخر
همان لحظه ی ناب
در همان لحظه که محتاج شد این لب به شراب
بردی از یاد که از جام تو سیراب شدم
بردی از یاد من از درد تو بی تاب شدم
بردی از یاد مرا
و چه آسان شکستی
همه عهدی که بجانم بستی
همه حرفهای قشنگ
آنکه گفتی همه دنیای توام !!!
زیر آن سرو بلند
همه ی عمر برای دل تو می مانم !!!
چه بگویم ای دوست
که سکوتم همه فریاد تو اند
پس دعا میکنمت تا باشی
زیر آن سرو بلند
با همان واژه و حرفهای قشنگ
اما...
توی دریای دگر
چه بگویم ای دوست
چه بگویم که دلم طوفانیست
قایق دوستیت هم که دگر
پیدا نیست
چه بگویم که دلم طوفانیست
قایق دوستیَت هم که دگر
پیدا نیست
چه بگویم از تو
تو که ترکم کردی
تو رهایم کردی
در همان لحظه که محتاج شدم
در همان پرده ی آخر
همان لحظه ی ناب
در همان لحظه که محتاج شد این لب به شراب
بردی از یاد که از جام تو سیراب شدم
بردی از یاد من از درد تو بی تاب شدم
بردی از یاد مرا
و چه آسان شکستی
همه عهدی که بجانم بستی
همه حرفهای قشنگ
آنکه گفتی همه دنیای توام !!!
زیر آن سرو بلند
همه ی عمر برای دل تو می مانم !!!
چه بگویم ای دوست
که سکوتم همه فریاد تو اند
پس دعا میکنمت تا باشی
زیر آن سرو بلند
با همان واژه و حرفهای قشنگ
اما...
توی دریای دگر
چه بگویم ای دوست
چه بگویم که دلم طوفانیست
قایق دوستیت هم که دگر
پیدا نیست
- ۲.۱k
- ۱۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط