یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد
یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد
بی وفا دردودلی با من بیچاره نکرد؛
به دل سوخته ی من به نگاهی نگریست
آتش انداخت به کام من و او چاره نکرد؛
رفت و اما به دلم اتش عشقش افتاد
ای خدا کی بود این عشق که فواره نکرد؛
رفت و از حسرت عشقش شده ام خانه خراب
هیچ چشم نظری بر من آواره نکرد؛
" یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد "
یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد
بی وفا دردودلی با من بیچاره نکرد؛
به دل سوخته ی من به نگاهی نگریست
آتش انداخت به کام من و او چاره نکرد؛
رفت و اما به دلم اتش عشقش افتاد
ای خدا کی بود این عشق که فواره نکرد؛
رفت و از حسرت عشقش شده ام خانه خراب
هیچ چشم نظری بر من آواره نکرد؛
" یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد "
یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد
- ۲.۱k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط