{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه جوون ، که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید

یه جوون ، که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید



دختری ، که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید 

یه پدر ، بیست و چند ساله و چند ماهه چشماشو دوخته به در



مادری ، منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر

یه پلاک ، از دل خاک ........



عشق یعنی یه پلاک ، که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید ، با لبای تشنه سینه چاک
خیلی سختهاااا طعم پدر رو نچشیدن
ازین آدما زیاد دیدم
که تاوان چیزایی که نبایدو میدن
سخته طعم پدر رو نچشیدن
سالگرد یکی ازین مردای بزرگه امروز
حسی موجود نیس چون ندیدمش اما تعریفشو خیلی شنیدم
خدا به دخترش صبر بده!!!
پ.ن
زیاد به متن توجه نکن!!
برا دل خودم بود
دیدگاه ها (۴)

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

P15دامیان از رو انیا پاشد (بچه ها انا لباسش لباس مدرسه نبود ...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

عاشقم باش Part 51

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط