{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاگرد لوس من

شاگرد لوس من
پارت 18
سینی پر بود از انواع هرچیزی که بشه برای صبحانه خورد؛
پنکیک شکلاتی ، شیرموز ، ساندویچ مربا و....
کوک: ولی من که نمیتونم همشو بخورم ، اینا زیادن .
ته: تا هرجا که میل داری بخور بقیشو دیگه نخور ولی نباید کم بخوری ها کمرت خیلی باریکه .
کوک: صبر کن ببینم تو منو بغل کرده بودی یا داشتی اندازم میگرفتی ؟
ته: انقدری باریک بود که نیاز به اندازه گیری نداشت همینطوریشم معلوم بود .
جونگکوک که دیگه از خجالت رو به انفجار بود میخواست چیزی بگه تا جلوش کم نیاره ولی به تته پته افتاده بود .
کوک: م..من.‌..ها..یعنیی .
ته: باشه بچه خودتو اذییت نکن زود صبحانه ات رو بخور بریم درس بخونیم .
کوک: باشه .
بعد چند مین که صبحانه خوردن تهیونگ تقه ای به در زد و بعد از اجازه گرفتن وارد اتاق شد .
توی دستش چند تا کتاب درسی هم بود .
کوک: قراره چی بخونیم؟!
ته: یکم ریاضی و فیزیک .
کوک: من از فیزیک متنفرممم ، نمیخوام بخونم .
ته: ولی قربونت بشم یکم میخونیم قل میدم کمکت کنم نزارم زیاد بخونی فقط یکوچولو .
کوک: باشه .



خب نانازا دوتا امتحان و بعدش خلاص یک روز در میون پارت میدم یا بیشتر .
شرط ها؛
Like:60
Comment:70
Republish:30
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
دیدگاه ها (۱)

حمایت کنید دااا 🎀✨@v_1234567

شاگرد لوس من پارت 17جونگکوک و تهیونگ همنطوری قدم زنان رفتن ب...

شاگرد لوس من پارت ۱۰ته: مروارید هاتو هدر نده عزیزک ام .کوک: ...

شاگرد لوس من پارت ۱۶ته: نه جونگکوک ، فقط یادآوری کنم که اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط