{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزاران نور بر این صندلی تابید

هزاران نور بر این صندلی تابید...
خورشید و ماه و ابرهای بارانی ...
بر پالتوی پوسیده اش...
و ...
پوسیده تر و بی رنگ تر شد ...
زمان که گذشت ...
در نهایت فهمید ....
اینکه دو حالت دارد ...
یا او خیلی ضعیف است ...
یا جهان ، جبرگراست ...
دیدگاه ها (۱)

چهار ستونِ سنگی تا بالاترین ابر ها قد کشیده اند .و بر سرشان ...

چه دردی داره شنیدن موسیقی ای از گذشته ای که در گذشته ای شنید...

همکلاسی 🧄«روانشناس حرامزاده به جای دلداری دادن به من گفت که ...

روح را چگونه میتوان کشت .وقتی جسم و زندگی ای را که متعلق به ...

🪷🦢یک شب کاملا تنهایی به یک چشم بهم زدنتاریکی محو شد، خاطرات ...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط