هزاران نور بر این صندلی تابید
هزاران نور بر این صندلی تابید...
خورشید و ماه و ابرهای بارانی ...
بر پالتوی پوسیده اش...
و ...
پوسیده تر و بی رنگ تر شد ...
زمان که گذشت ...
در نهایت فهمید ....
اینکه دو حالت دارد ...
یا او خیلی ضعیف است ...
یا جهان ، جبرگراست ...
خورشید و ماه و ابرهای بارانی ...
بر پالتوی پوسیده اش...
و ...
پوسیده تر و بی رنگ تر شد ...
زمان که گذشت ...
در نهایت فهمید ....
اینکه دو حالت دارد ...
یا او خیلی ضعیف است ...
یا جهان ، جبرگراست ...
- ۱.۲k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط