{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁵⁷

بعد از رفتن جونگ کوک همه مون سرجامون روی مبل نشسته بودیم
هیچکس جرعت حرف زدن نداشت
خوب میدونستم که پدرم الان چقدر عصبیه

سکوتی خونه رو فرا گرفته بود
عربده ای که پدرم کشید این سکوت سنگین رو شکست

راکسون:لعنتییی(عربده)

هوانگ:آروم باشین جناب راکسون

پدرم جلو اومد و دقیقا روبه رو من قرار گرفت و با عصبانیت توی صورتم غرید

راکسون:همش تقصیر توعه
مقصر تمام این اتفاقات تویی دختره لعنتییی(عربده)

راکسون:ب خاطر تو ی همچین معامله خوبی رو از دست دادم

دیگه تحمل نکردم همینطور که گریه میکردم در جوابش گفتم

+خب چرا شرطشو قبول نکردی هاا؟
منو میدادی برم شاید اونجا باهام بهتر رفتار میشد
چرا؟
چرا نذاشتی باهاش برم(جیغ)

چونمو محکم توی دستش گرفت و با عصبانیت تو صورتم داد زد

راکسون:عوضی من ازت متنفرم اما مردم چی؟
حرف مردم چی هاا؟
اگه شرطشو قبول میکردم و میدادمت بری مردم چه حرفایی پشت سرم میزدن؟(داد)

لبخند تلخی زدم و با بغضی که توی گلوم بود رو بهش گفتم

+هه همش به فکر مردمی!
پس من چی؟
من چی که آرزومه ی بار باهام خوب رفتار کنی
فقط یک بار بهم یاد آوری نکنی که اضافی ام

دستشو با شتاب بالا اورد و خواست بزنه توی گوشم که شخصی دستشو توی هوا گرفت

این یوپ:دیگه کافیه جناب راکسون

راکسون:به تو هیچ ربطی نداره گورتو گم کن و بزار به حساب این دختره هر.. زه برسم(داد)

این یوپ:حق نداری به مری بگی هر.. زه آشغال(عربده)

چهره این یوپ از عصبانیت قرمز شده بود و پدرمم همینطور
داشتم از تعجب شاخ در میوردم این یوپ چرا داری اینجوری میکنه

+تمومش کنین لطفاا(جیغ)

با جیغی که کشیدم نگاه همه افتاد سمت من
با چشای اشکیم زل زدم به این یوپ که بدون هیچ حرفی سریع جلو اومد و منو توی آغوشش کشید...
دیدگاه ها (۵)

سکوت پیستPart:⁵⁸با جیغی که کشیدم نگاه همه افتاد سمت منبا چشا...

حمایت شه💘@jeonss

سکوت پیستPart:⁵⁶با شنیدن این حرف انگار زمین از زیر پام کشیده...

سکوت پیستPart:⁵⁵راکسون:هی مردک چی داری میگی یعنی چی دخترم رو...

سکوت پیست Part:²¹لی:جناب راکسون منو قاطی این دعواتون نکنید م...

Boss Mafias Part:8کیم: الان چی گفتی حرو•مزاده هاا؟(عربده)لار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط