{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁵⁵

راکسون:هی مردک چی داری میگی یعنی چی دخترم رو میخوای(عصبی)

_این محموله برای شما خیلی مهمه نه؟
کل سود ای معامله برای شما دو نفره
پس من چی؟
بیایین باهم راه بیاییم و شرط های همو قبول کنیم(پوزخند)

راکسون:دختر من رو برای چی میخوای؟

_خدمتکار شخصیم ی مدتی میشه که رفته و میخوام دختر شما رو جایگزینش کنم

راکسون:میخوای دختر من خدمتکار خونه تو بشه؟(خنده عصبی)

_اوم بله(پوزخند)

با شنیدن این حرفا اشک توی چشام جمع شد
خیلی داشتم جلوی خودمو میگرفتم که گریه نکنم
چی توی سرته جونگ کوک؟

راکسون:این فکرو از سرت بیرون کن
ی شرط درست و حسابی بزار و این چرتو پرت گفتنا رو تموم کن

_جناب راکسون این شرط منه
من دختر شمارو میخوام

راکسون:ببین مردک عوضی الان توقع داری من دخترمو بدم به توی حرومزاده؟(داد و پا میشه)

_پس معامله بی معامله!(جدی)

راکسون:تو و دخترم از قبل همو میشناختین درسته؟

با این حرف پدرم ترسم دوبرابر شد
نگاهمو به جونک کوک دوختم که اونم متقابلا بهم نگاه کرد
برای چند لحظه خیره به هم بودم که با تک سرفه ای که پدرم زد به خودم اومدم

دعا دعا میکردم جونگ کوک بگه نه نمیشناسمش!

_درسته!
من از قبل دختر شمارو میشناسم(پوزخند)

با شنیدن این حرف انگار زمین از زیر پام کشیده شد
نفسم تو سینه حبس شد. میدونستم که از این لحظه به بعد دیگه هیچ چیز مثل قبل نیست!
دیدگاه ها (۰)

سکوت پیستPart:⁵⁶با شنیدن این حرف انگار زمین از زیر پام کشیده...

خوشگلم حمایت شه💞@jeon-sahel.2013

سکوت پیستPart:⁵⁴راکسون:خب حالا که همگی اینجا هستن بریم سر اص...

سکوت پیستPart:⁴²_اگه بگمم که نمیفهمی چی شده دختر(داد) مهم نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط