عشق در تاریکی ۵۱.
عشق در تاریکی ۵۱.
<< ویو ات >>
غذا رو ک خوردیم کوک گفت خیلی خسته اس و رفت تو اتاق تا بخوابه منم میز رو جمع کردم و ظرفا ذو شستم رفتم توی اتاق ک کوک عسن کولا خوابیده بود منم رفتم رو تخت و خوابیدم
__ ساعت ۱۰ شب __
با حس گرما از خواب بیدار شدم و چند دقیقه گذشت تا ویندوزم بیاد بالا و متوجه شدم کوک از پشت محکم بغلم کرده گوشی برداشتم و ساعت رو نگاه کردن وات ساعت ۱۰ عه یعنی چند ساعت خوابیدم
+ کوووک
_ چیه؟ ( خواب آلود )
+ پاشو ساعت دهه
_ خب ک چی؟ این موقع مردم میخوابن نه اینکه بیدار شن
+ روانی حداقل ولم کن
_ نمیخام
و محکم تر دستاشو دور کمرم حلقه کرد و خوابید
+ عععععععع
_ چتهههه
+ مردم ولم کن دیگههه
_ باشه بابا ایش
بلند شدم و رفتم سرویس وکارای لازم رو انجام دادم راستش به کوک دروغ گفتم ک پریودم اصلا این دو ماهه پریود نشدم نمیدونم چم شده سعنی ممکنه؟ وااای نه بابا خدا نکنه ولی بازم هوووف ات چرت و پرت نگو از سرویس امدم بیرون کوک هم رو تخت نشسته بود از اتاق رفتم بیرون کوک هم رفت سمت سرویس رفتم آشپزخونه و برای شام یه چیزی سر هم کردم.
__ بعد شام میدونم خیلی گشادم ولی خب ایده ندارم چیکار کنم 🙄__
شام رو ک خوردم ظرفا رو جمع کردم و شستم
+ کووک؟
_ جانم؟
+ میخام جوابمو بدم
_ هه من ک جوابم رو خیلی وقت پیش گرفتم ولی بازم میخام از زبون خدت بشنوم
+ روانی 😒 جوابم مثبته
_ وااای جدی ( ذوق الکی و بعد خنده )
+ مرض اصلا نخاستم
_ ببخشید ببخشید عشقم
امد و از پش بغلم کرد و گردنم رو میبوسید واقعا عاشق این حسم
_ بلاخره ک مال خدم میشدی
+ خب حالا فیلم ببینم؟
_ حیف ک پریودی وگرنه...
+ عععع
_ باشه باشه چه فیلمی ببینیم؟
+ عاشقانه؟ ترسناک؟
_ عاشقانه؟
+ خوبه پس تو برو انتخاب کن منم مزه درست کنم
_ اوک
کوک رفت و منم یه سینی پر کردم تز پفک و چیپس و این خرت و پرتا یک بطری سوجو هم برداشتم و رفتم ک کوک حسابی فضا رو رمانتیک کرده بود فیلم گذاشته بود و چراغ ها خاموش بودن و خیلی قشنگ شده بود رفتم نشستم کنارش
_ وااااو خب پلی کنم؟
+ اهم
فیلم پلی شد و منم به سینه کوک تکیه دادم و فیلم رو نگاه میکردیم وسطای فیلم بودیم ک کوک آروم دستش رو گذاشت رو رون پام و آروم نوازش میکرد
ک باعث میشد تنم بلرزه کم کم دستش رو بالا میاورد منم عرق لمساش بودم یهو...
اینم از این.
ببخشید ولی فعلا تا چند روز تو خماری بمونین😁
<< ویو ات >>
غذا رو ک خوردیم کوک گفت خیلی خسته اس و رفت تو اتاق تا بخوابه منم میز رو جمع کردم و ظرفا ذو شستم رفتم توی اتاق ک کوک عسن کولا خوابیده بود منم رفتم رو تخت و خوابیدم
__ ساعت ۱۰ شب __
با حس گرما از خواب بیدار شدم و چند دقیقه گذشت تا ویندوزم بیاد بالا و متوجه شدم کوک از پشت محکم بغلم کرده گوشی برداشتم و ساعت رو نگاه کردن وات ساعت ۱۰ عه یعنی چند ساعت خوابیدم
+ کوووک
_ چیه؟ ( خواب آلود )
+ پاشو ساعت دهه
_ خب ک چی؟ این موقع مردم میخوابن نه اینکه بیدار شن
+ روانی حداقل ولم کن
_ نمیخام
و محکم تر دستاشو دور کمرم حلقه کرد و خوابید
+ عععععععع
_ چتهههه
+ مردم ولم کن دیگههه
_ باشه بابا ایش
بلند شدم و رفتم سرویس وکارای لازم رو انجام دادم راستش به کوک دروغ گفتم ک پریودم اصلا این دو ماهه پریود نشدم نمیدونم چم شده سعنی ممکنه؟ وااای نه بابا خدا نکنه ولی بازم هوووف ات چرت و پرت نگو از سرویس امدم بیرون کوک هم رو تخت نشسته بود از اتاق رفتم بیرون کوک هم رفت سمت سرویس رفتم آشپزخونه و برای شام یه چیزی سر هم کردم.
__ بعد شام میدونم خیلی گشادم ولی خب ایده ندارم چیکار کنم 🙄__
شام رو ک خوردم ظرفا رو جمع کردم و شستم
+ کووک؟
_ جانم؟
+ میخام جوابمو بدم
_ هه من ک جوابم رو خیلی وقت پیش گرفتم ولی بازم میخام از زبون خدت بشنوم
+ روانی 😒 جوابم مثبته
_ وااای جدی ( ذوق الکی و بعد خنده )
+ مرض اصلا نخاستم
_ ببخشید ببخشید عشقم
امد و از پش بغلم کرد و گردنم رو میبوسید واقعا عاشق این حسم
_ بلاخره ک مال خدم میشدی
+ خب حالا فیلم ببینم؟
_ حیف ک پریودی وگرنه...
+ عععع
_ باشه باشه چه فیلمی ببینیم؟
+ عاشقانه؟ ترسناک؟
_ عاشقانه؟
+ خوبه پس تو برو انتخاب کن منم مزه درست کنم
_ اوک
کوک رفت و منم یه سینی پر کردم تز پفک و چیپس و این خرت و پرتا یک بطری سوجو هم برداشتم و رفتم ک کوک حسابی فضا رو رمانتیک کرده بود فیلم گذاشته بود و چراغ ها خاموش بودن و خیلی قشنگ شده بود رفتم نشستم کنارش
_ وااااو خب پلی کنم؟
+ اهم
فیلم پلی شد و منم به سینه کوک تکیه دادم و فیلم رو نگاه میکردیم وسطای فیلم بودیم ک کوک آروم دستش رو گذاشت رو رون پام و آروم نوازش میکرد
ک باعث میشد تنم بلرزه کم کم دستش رو بالا میاورد منم عرق لمساش بودم یهو...
اینم از این.
ببخشید ولی فعلا تا چند روز تو خماری بمونین😁
- ۱.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط