fake kook
fake kook
part*⁵⁴
دو روز بعد
از دید ا.ت
نشته بودیم داشتیم حرف میزدیم جونگکوک اومد تفنگ رو اورد رو به تهیونگ گرفت
ا.ت: چیکار میکنی
تهیونگ:ا.ت عقب وایسا
کوک: دیگه نمیتونم تحمل کنم
تهیونگ: جونگکوک یه لحظه اروم باش
کوک: نه هرکدومتون تکون بخوره دوتاتون میکشم
تهیونگ: جونگکوک برات توضیح میدم یه لحظه صبر کن
جونگکوک تهیونگ و پرت کرد و دستاشو بست
تهیونگ: چیکار میکنی یه لحظه وایسا
کوک: میخوام بکشمت خودمو راحت کنم
ا.ت: جونگکوک
کوک: هردوتاتون میکشم
تهیونگ: فک نکن با کشتن ما حل بشه
کوک: هرچی بگی من تورو از این دنیا نابود میکنم
تهیونگ: حتی اگه بگم میدونم خواهرت کجاست
کوک: چرت و پرت نگو
تهیونگ: اگه بزنی هیچوقت نمیفهمی خواهرت کجاست
کوک: معلومه داری دروغ میدی
تهیونگ: راس میگم بورا حالش خوبه توی همین شهره میتونی بری ببینیش
کوک: تهیونگ
تهیونگ: دارم میگم بهت تو شلیک نکن من از مرگ نمیترسم فقط میخواستم بگم که بدون حال خواهرت خوبه میتونی بری همین الان ببینیش
جونگکوک تفنگشو انداخت پایین
رفتم از پشت بغلش کردم
ا.ت: کوک
کوک: خواهرم کجاست
تهیونگ: دستامو باز کن میبرمت پیشش
دستای تهیونگ و باز کرد
تهیونگ: ما با ماشین جلویی میریم توهم با ماشین عقبی بیای دنبالمون
ا.ت: تهیونگ من با جونگکوک میرم
تهیونگ: باشه برو
برای امروز بسه شاید شب هم گذاشتم
#کوک
#فیک
#سناریو
part*⁵⁴
دو روز بعد
از دید ا.ت
نشته بودیم داشتیم حرف میزدیم جونگکوک اومد تفنگ رو اورد رو به تهیونگ گرفت
ا.ت: چیکار میکنی
تهیونگ:ا.ت عقب وایسا
کوک: دیگه نمیتونم تحمل کنم
تهیونگ: جونگکوک یه لحظه اروم باش
کوک: نه هرکدومتون تکون بخوره دوتاتون میکشم
تهیونگ: جونگکوک برات توضیح میدم یه لحظه صبر کن
جونگکوک تهیونگ و پرت کرد و دستاشو بست
تهیونگ: چیکار میکنی یه لحظه وایسا
کوک: میخوام بکشمت خودمو راحت کنم
ا.ت: جونگکوک
کوک: هردوتاتون میکشم
تهیونگ: فک نکن با کشتن ما حل بشه
کوک: هرچی بگی من تورو از این دنیا نابود میکنم
تهیونگ: حتی اگه بگم میدونم خواهرت کجاست
کوک: چرت و پرت نگو
تهیونگ: اگه بزنی هیچوقت نمیفهمی خواهرت کجاست
کوک: معلومه داری دروغ میدی
تهیونگ: راس میگم بورا حالش خوبه توی همین شهره میتونی بری ببینیش
کوک: تهیونگ
تهیونگ: دارم میگم بهت تو شلیک نکن من از مرگ نمیترسم فقط میخواستم بگم که بدون حال خواهرت خوبه میتونی بری همین الان ببینیش
جونگکوک تفنگشو انداخت پایین
رفتم از پشت بغلش کردم
ا.ت: کوک
کوک: خواهرم کجاست
تهیونگ: دستامو باز کن میبرمت پیشش
دستای تهیونگ و باز کرد
تهیونگ: ما با ماشین جلویی میریم توهم با ماشین عقبی بیای دنبالمون
ا.ت: تهیونگ من با جونگکوک میرم
تهیونگ: باشه برو
برای امروز بسه شاید شب هم گذاشتم
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۳.۴k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط