تو راه جنگل

(تو راه جنگل)
😂شخنی از نویسنده😂دیانا ارسلان سینا رضا با هم تو یه ماشین ،محراب ممد متین هم تو یه ماشین ، بقیه دخترا هم تو یه ماشین
دیانا : ارباب من میخواستم برم پیش بقیه دخترا
ارسلان : همینجا جات امن تره
دیانا : مگه قراره ترورم کنن 😂
ارسلان : بسه دیگه 😂
دیانا : سینا . عه ببخشید آقا سینا دقیقا داریم میریم کجا ؟
سینا : می تونی سینا خالی صدام کنی ؛ دارم میریم یه جایی پره درخته بعد یه دونه آب کنارشه قراره کباب کنیم
دیانا : اوهوم
ارسلان : بالاخره رسیدیم
دیانا : آخ جون (رفت پیش بقیه دخترا)
شقایق :حالا درسته من با متینم ولی ارسلان مال من نه مال اون کلفت زشت
.....
د.ا(دیانا) : کنار آب داشتیم با بچه ها حرف میزدیم که یه دفعه شقایق اومد هولم داد سمت آب خودم رو به تنه درخت چسباندم که نیفتم تو آب کمر درد گرفته ارسلان داره میاد سمتم که ....
دیدگاه ها (۸)

دیانا : تنه درخت از دستم ول شود افتادم تو آب دارم یخ میزنمار...

تو کام بگین 🫂✨پست جدید رو هم گذاشتم حمایت کنید لایک هاش به ۲...

بچه هام 🫀🫂

قسمت اول خانه پوشالی ✌🏻🏠

رمان بغلی من پارت ۱۱۸و۱۱۹و۱۲۰ارسلان: چه زشته ای داره دیانا: ...

#آرزویی_رویایی 🦋🎂پارت 10یِنا‌:با فکر اینکه چرا اومد اینجا و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط