. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.³ .
.
به سمت کلاس رفتن و سر جاهاشون نشستن و تهیون که به عنوان کم سن ترین معلم بود وارد شد و گفت
□ بچه ها همون طور که خبرا رو شنیدین برای اون موضوع ها ماموران و معروف ترین فرمانده FBI جعون جونگ کوک اینجاست و با کار داره مراقب رفتارتون باشید .
تهیونگ با شنیدن اسم جعون جونگ کوک قلبش داشت از جا کنده میشد صدای تپش قلبش گوش هاشو پر کرده بود و بعد متوجه سه مرد خوشتیب عضله ای شد و یکی از آنها که در جای معلم قرار داشت درسته اون جونگ کوک بود تعیونگ که با نگاهی دگرگون نگاهش میکرد یعو متوجه شد که جونگ کوک سرش رو بالا آورده و با او چشم تو چشم شده هردوی آنها دیوانه شده بودن انگار تپش قلبشون بالا رفته بود ولی این جعون بود که نفرت و عصابش بیشتر بهم ریخت و با حالتی خونسرد صحبت رو شروع کرد
_ سلام بچه ها همون طور که شنیدید میدونید ما برای چه چیزی اینجا حظور داریم و میخواییم از شما محافظت کنیم از اونجایی که شما یال آخر دانشگاه هستید امکان تعطیل کردن کلاس رو نداشتیم و الان هم به همراهی شما نیاز داریم خواهشا کوچک ترین چیز مشکوکی که دیدید بهمون خبر بدید چون این قاتل نه تنها دانشگاه شما چند دانشگاه دیگه ای هم قتل انجام داده ولی مشخص شده که قاتل این دور و اطراف حظور داره و داخل این دانشگاه قتل های دیگری هم صورت میگیره .
وسط حرف های جونگ کوک پارک بوگوم دستش رو بالا برد و گفت
بوگوم : ببخشید فرمانده یعنی امکان قتل ما وجود داره
_ بله وجود داره
جیمین که شک شده بود دست بالا کرد و اجازه حرف زدن خواست و اجازه رو گرفت و گفت
× ببخشید فرمانده ولی چطور انقدر راحت میگید که احتمال مرگمون وجود داره این دانشگاه مهم تر از جان ما هست ؟
_ سوال خوبی بود پسر با دقت و منطقی هستی ولی بلید بگم که دلیلی برای دروغ گفتن ندارم و اگه شما به دانشگاه نایین قاتل پیرا نمیشه و نگران نباشید ما اینجاییم برای مراقبت از شما دانش آموزان .
بومگیو که اون وسط از ترس داشت میمیرد و فقط تهیونگ و جیمبن میدونستن واکنش الانش چیه گوششون و گرفتن و تهیونگ گفت
+ به نفعتونه گوشتون و بگیرین
× وای ۱ . ۲ . ۳ . ۴ . ۵ . ۶ .۷ .۸ .۹ .۱۰
♡ جیغغغغغغغغغغغغغغغ واییییی مامانننننن من نمیخوام قربانی باشممممممممم جیغغغ تهیونگ و جیمین و بگیرین بکنین قربانی گردن گیریش با من ولی من ول کنین بخدا سر اسن دوتا بشر چیزی نمیاد اصلا قاتل جیمین و تهیونگ و ببین از اینکه قاتل شده عین سگ پشیمون میشه فرار میکنه میگه من اومدم اکشن شم نمیومدم که هیولا ببینم ( با گریه و جیغ و داد )
جونگ کوک که از حرف های اون بچه شوه شده بود و گوشش کر شده بود اون طرف که یونگی عین چی عصبی بود بخاطر جیغ بومگیو و بونجونی که بخاطر کیوتی اون پسر بزور جلوی خندش و گرفته بود وای ناگها جیمین و تهونگ با نگاهی فحش دار بر گشتن سمت بومگیو
× خیلی خیلی معذرت میخوام فرمانده چه اجازه بدی چه ندی من این بچه رو تربیتش کنم فقط چند دقیقه
بعد اون هم برگشت سمت بومگیو و گوشش و کشید و گفت
+ حرومی کثافت چند بهر بگم جیغ نکش روانییییییییییی اصلا عوضی تورو باید بندازن جلو قاتل به خدا به گوه خوردن میوفته حرومزادهدمن کجام شبیه به هیولاست فرشته به این کیوتی و نازی
𝑷𝒂𝒓𝒕.³ .
.
به سمت کلاس رفتن و سر جاهاشون نشستن و تهیون که به عنوان کم سن ترین معلم بود وارد شد و گفت
□ بچه ها همون طور که خبرا رو شنیدین برای اون موضوع ها ماموران و معروف ترین فرمانده FBI جعون جونگ کوک اینجاست و با کار داره مراقب رفتارتون باشید .
تهیونگ با شنیدن اسم جعون جونگ کوک قلبش داشت از جا کنده میشد صدای تپش قلبش گوش هاشو پر کرده بود و بعد متوجه سه مرد خوشتیب عضله ای شد و یکی از آنها که در جای معلم قرار داشت درسته اون جونگ کوک بود تعیونگ که با نگاهی دگرگون نگاهش میکرد یعو متوجه شد که جونگ کوک سرش رو بالا آورده و با او چشم تو چشم شده هردوی آنها دیوانه شده بودن انگار تپش قلبشون بالا رفته بود ولی این جعون بود که نفرت و عصابش بیشتر بهم ریخت و با حالتی خونسرد صحبت رو شروع کرد
_ سلام بچه ها همون طور که شنیدید میدونید ما برای چه چیزی اینجا حظور داریم و میخواییم از شما محافظت کنیم از اونجایی که شما یال آخر دانشگاه هستید امکان تعطیل کردن کلاس رو نداشتیم و الان هم به همراهی شما نیاز داریم خواهشا کوچک ترین چیز مشکوکی که دیدید بهمون خبر بدید چون این قاتل نه تنها دانشگاه شما چند دانشگاه دیگه ای هم قتل انجام داده ولی مشخص شده که قاتل این دور و اطراف حظور داره و داخل این دانشگاه قتل های دیگری هم صورت میگیره .
وسط حرف های جونگ کوک پارک بوگوم دستش رو بالا برد و گفت
بوگوم : ببخشید فرمانده یعنی امکان قتل ما وجود داره
_ بله وجود داره
جیمین که شک شده بود دست بالا کرد و اجازه حرف زدن خواست و اجازه رو گرفت و گفت
× ببخشید فرمانده ولی چطور انقدر راحت میگید که احتمال مرگمون وجود داره این دانشگاه مهم تر از جان ما هست ؟
_ سوال خوبی بود پسر با دقت و منطقی هستی ولی بلید بگم که دلیلی برای دروغ گفتن ندارم و اگه شما به دانشگاه نایین قاتل پیرا نمیشه و نگران نباشید ما اینجاییم برای مراقبت از شما دانش آموزان .
بومگیو که اون وسط از ترس داشت میمیرد و فقط تهیونگ و جیمبن میدونستن واکنش الانش چیه گوششون و گرفتن و تهیونگ گفت
+ به نفعتونه گوشتون و بگیرین
× وای ۱ . ۲ . ۳ . ۴ . ۵ . ۶ .۷ .۸ .۹ .۱۰
♡ جیغغغغغغغغغغغغغغغ واییییی مامانننننن من نمیخوام قربانی باشممممممممم جیغغغ تهیونگ و جیمین و بگیرین بکنین قربانی گردن گیریش با من ولی من ول کنین بخدا سر اسن دوتا بشر چیزی نمیاد اصلا قاتل جیمین و تهیونگ و ببین از اینکه قاتل شده عین سگ پشیمون میشه فرار میکنه میگه من اومدم اکشن شم نمیومدم که هیولا ببینم ( با گریه و جیغ و داد )
جونگ کوک که از حرف های اون بچه شوه شده بود و گوشش کر شده بود اون طرف که یونگی عین چی عصبی بود بخاطر جیغ بومگیو و بونجونی که بخاطر کیوتی اون پسر بزور جلوی خندش و گرفته بود وای ناگها جیمین و تهونگ با نگاهی فحش دار بر گشتن سمت بومگیو
× خیلی خیلی معذرت میخوام فرمانده چه اجازه بدی چه ندی من این بچه رو تربیتش کنم فقط چند دقیقه
بعد اون هم برگشت سمت بومگیو و گوشش و کشید و گفت
+ حرومی کثافت چند بهر بگم جیغ نکش روانییییییییییی اصلا عوضی تورو باید بندازن جلو قاتل به خدا به گوه خوردن میوفته حرومزادهدمن کجام شبیه به هیولاست فرشته به این کیوتی و نازی
- ۵۴۰
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط