پارت ۹۷
پارت ۹۷
* بعد از اینکه موهامو شونه کرد از اتاق رفت بیرون *
کیان : بهم برخورد
رزت : چی بهت برخورد؟
کیان : بهم گفت روباه سیاه
* خندیدم *
کیان : نخند خوبه منم بهت بگم برنج
* نوازشش کردم *
رزت : این فرق میکنه اگه بهم بگی برنج خودم موهاتو میکنم
کیان : وحشی
رزت : هوف به هر حال تو نمیخوای بری؟
کیان : کاری برای انجام دادن ندارم
رزت : اومدی اینجا بری رو مخ من؟
کیان : از هیچی که بهتره
رزت : هوف یادم رفته تو تنها سرگرمیت رو مخ رفتن منه
کیان : زدی تو خال
رزت : کاری نکن از پنجره پرتت کنم بیرون
کیان : هوم؟ نشنیده میگیرم
رزت : تچ از دستم اعصبانی شد بالاخره
کیان : نکنه میخوای دوباره بندازمت تو دریاچه
رزت : بیتربیت
کیان : کی به کی میگه بیتربیت
* شروع میکنه به خندیدن *
رزت : به هر حال من دیگه میرم لباس جشن بپوشم تقریبا ۲ ساعت دیگه جشن شروع میشه
کیان : منم دیگه میرم خداحافظ غرغرو
رزت : خداحافظ
* رفت و منم حاظر شدم *
* بعد از اینکه موهامو شونه کرد از اتاق رفت بیرون *
کیان : بهم برخورد
رزت : چی بهت برخورد؟
کیان : بهم گفت روباه سیاه
* خندیدم *
کیان : نخند خوبه منم بهت بگم برنج
* نوازشش کردم *
رزت : این فرق میکنه اگه بهم بگی برنج خودم موهاتو میکنم
کیان : وحشی
رزت : هوف به هر حال تو نمیخوای بری؟
کیان : کاری برای انجام دادن ندارم
رزت : اومدی اینجا بری رو مخ من؟
کیان : از هیچی که بهتره
رزت : هوف یادم رفته تو تنها سرگرمیت رو مخ رفتن منه
کیان : زدی تو خال
رزت : کاری نکن از پنجره پرتت کنم بیرون
کیان : هوم؟ نشنیده میگیرم
رزت : تچ از دستم اعصبانی شد بالاخره
کیان : نکنه میخوای دوباره بندازمت تو دریاچه
رزت : بیتربیت
کیان : کی به کی میگه بیتربیت
* شروع میکنه به خندیدن *
رزت : به هر حال من دیگه میرم لباس جشن بپوشم تقریبا ۲ ساعت دیگه جشن شروع میشه
کیان : منم دیگه میرم خداحافظ غرغرو
رزت : خداحافظ
* رفت و منم حاظر شدم *
- ۸۸
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط