پارت ۹۶
پارت ۹۶
کیان : نترس کاری نمیکنه
رزت : کی از اون ح*رومزاده میترسه
کیان : حتما باید تو مهمونی جلو دهنتو بگیرم تا فحش ندی.. ای خدا
رزت : همینه که هستم
کیان : به هر حال از الان داری آماده میشی؟ تازه ظهره
رزت : من با تو خیلی فرق میکنم
کیان : آره راست میگی
* نشستم و شروع کردم به شونه کردن موهام *
کیان : چجوری موهات صورتیه؟ عجیبه
رزت : تاحالا مامانمو ندیدی؟
کیان : و من از کجا باید مامانتو ببینم
رزت : ولش... موهای مامانم صورتی بوده برای همین موهای منو کالیکس صورتی شده ولی چشمام به پدرم رفته
کیان : و موهای برادرات به بابات رفته و چشماشون به مامانت درسته؟
رزت : بل بل
* به شکل روباهیش در اومد بعد اومد روی پاهام نشست *
کیان : یه نفر داره میاد
اپیک : سلام صبح بخیر
رزت : سلام اپیک
اپیک : تاحالا روباه سیاه ندیدم
* خندیدم.... این که روباه نیست .. کیانه*
رزت : ((خنده)) از بچگی باهامه
اپیک : پس حتما خیلی دوسش داری
رزت : آره
* شونه رو از دستم گرفت و موهامو شونه کرد *
کیان : نترس کاری نمیکنه
رزت : کی از اون ح*رومزاده میترسه
کیان : حتما باید تو مهمونی جلو دهنتو بگیرم تا فحش ندی.. ای خدا
رزت : همینه که هستم
کیان : به هر حال از الان داری آماده میشی؟ تازه ظهره
رزت : من با تو خیلی فرق میکنم
کیان : آره راست میگی
* نشستم و شروع کردم به شونه کردن موهام *
کیان : چجوری موهات صورتیه؟ عجیبه
رزت : تاحالا مامانمو ندیدی؟
کیان : و من از کجا باید مامانتو ببینم
رزت : ولش... موهای مامانم صورتی بوده برای همین موهای منو کالیکس صورتی شده ولی چشمام به پدرم رفته
کیان : و موهای برادرات به بابات رفته و چشماشون به مامانت درسته؟
رزت : بل بل
* به شکل روباهیش در اومد بعد اومد روی پاهام نشست *
کیان : یه نفر داره میاد
اپیک : سلام صبح بخیر
رزت : سلام اپیک
اپیک : تاحالا روباه سیاه ندیدم
* خندیدم.... این که روباه نیست .. کیانه*
رزت : ((خنده)) از بچگی باهامه
اپیک : پس حتما خیلی دوسش داری
رزت : آره
* شونه رو از دستم گرفت و موهامو شونه کرد *
- ۱۶۰
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط