{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آفتاب احتیاج داشتم

به آفتاب احتیاج داشتم

احتیاج داشتم به دمیدن صبح

تا بیدار شـوم از کابوس

خوش آمـدی !

روزگار غم انگیزی داشتم بی تو

پرده ی پنجـره ام از ابر بود

هر شب

با گریه به خواب می رفتم

و کشتی ها در بالش من غرق می شدند.


#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

تنهاییزخمی است که از تن بزرگ تَر استو این درحتی اگر به جهنم ...

در قلزم می همچو حباب است دل مااز خانه به دوشان شراب است دل م...

غرور لعنتی ام را شکست رفتن تو!بمان که گریه ی وامانده اختیاری...

هر سربازی در جیب‌هایشدر موهایش و لای دکمه‌های یونیفورمش ؛زنی...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

ادامه پارت ۲۵

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط