{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم.....

عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی
تو کجــــــــــــــــــــــــــــا ؟
کوچه کجـــــــــــــــــــــــا ؟
پنجره ی باز کجــــــــــــا ؟
من کجــــــــــــــــــــــــــا ؟
عشق کجــــــــــــــــــــــا ؟
طاقتِ آغاز کجــــــــــــــا ؟
تو به لبخند و نگاهــــــی ،
منِ دلداده به آهــــــــــی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهـــــــــی......
گُنــــــــــــه از کیست ؟
از آن پنجره ی بــــــــــــــاز ؟
از آن لحظه ی آغـــــــــــــاز ؟
از آن چشمِ گنه کــــــــــــار ؟
از آن لحظه ی دیـــــــــــدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را تنگ در آغـــــــــــــــــــــوش بگیرم....؟؟؟؟؟
#فریدون_مشیری

دیدگاه ها (۱)

زﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ :- ﻣﻘﺎﻭﻡ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ...

زﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ :- ﻣﻘﺎﻭﻡ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ...

دلواپس غربت من نباشدر این دیارپنجره هاعادت دیرینه‌‌ای دارندب...

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

فراتر از خویش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فاصله یک لبخند تا جنون

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط