{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستم تعریف میکرد؛بابام با ماشین تصادف کرده بود زنگ زده ب

دوستم تعریف میکرد؛بابام با ماشین تصادف کرده بود زنگ زده به من میگه:خاک تو سرت کنن! میگم چی شده؟میگه تصادف کردم! میگم چرا به من فحش میدی؟!!!
میگه وقتی تصادف کردم داشتم به آینده نامعلوم تو فکر میکردم..
دیدگاه ها (۲)

الان عیده؛بهتره همین الان یه کاکتوس بخرید وروزی 20بار بوسش ک...

همه به شما میگویند:سال خوبی داشته باشیدولی من به شما می گویم...

ﺭﻭﺣﺎﻧﮯ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﺍ ﮔﻢ ڪﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .ﺍﺯ ڪﻮﺩڪﮯ ﺧﺮﺩﺳﺎﻝ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﻓﺮﺯﻧﺪ...

...!!!

کوک شوهر کینه ای Part84

😂چی پیشه خودم فکر کردم ؟فکر کردم که هیت نمی گیرم فکر می کردم...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

انگار دردام رفته بود خوابم برد ولی وقتی از خواب بیدار شدم تو...

لیا : کوک راست میگه بابابزرگ ما نمیتونیم بابابزرگ از سر میز ...

the first lie

P6 .PRISON MAFIA.

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد...×:چی...چه غلطی کرد؟ باب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط