{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کریستف کلمب، از سفر معروف و پرماجرایش برگشت، ملکه‌ی

وقتی کریستف کلمب، از سفر معروف و پرماجرایش برگشت، ملکه‌ی اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد. درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده‌ای هیچ‌کار مهمی نیست؛ ما نیز همه می‌دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش برمی‌گردی. ملکه‌ی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست، کریستف تخم‌مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان! او نتوانست. تخم‌مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر می‌توانی این کار را بکن! کریستف ته تخم‌مرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که ما هم این را می‌دانستیم. گفت: آری شاید می‌دانستید اما انجام ندادید، من می‌دانستم و عمل کردم.

زندگی پر است از آدم‌هایی که می‌گویند من هم می‌توانم آن کار را انجام دهم، آن‌طور باشم و... اما فقط تعداد اندکی عمل می‌کنند!
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
دیدگاه ها (۱)

ازعزرائیل پرسیدند:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را ...

کدومو بیشتر دوست داری؟؟؟ ا...ممنون

در داروخانهﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ با زبان ساده ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩ...

🌰 ﭘﯿﺎﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺯﻓﺎﻑ🌰 داستانی زیبا که خواندن آن خالی از لطف...

♨️ ظاهرا؛ بعضی از مسئولین‌ ما یهودین!✍ بله حاج آقا؛ ایران قب...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

🔺️🔺️پزشکیان: باید دشمن را وادار کنیم به تفاهم‌نامه پایبند بم...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

🧁 پارت هشتم | مسابقه‌ی شیرینی‌پزیدو هفته از آشنایی لیانا و ج...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ج) - دقت شود که ما ملت...

پارت شش

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط