{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایکه با یاد تو در آتش تب می سوزم

ایکه با یاد تو در آتش تب می سوزم
یاد من کن که به یادت همه وقت می سوزم
اختر شامم وبا یاد تو تی صبح امید
همه شب ارزم ودر بستر تب می سوزم
کس نیفشاند ازین جمع ببالینم اشک
شمع بیمارم ودر بزم طرب می سوزم .
دیدگاه ها (۱)

ما که سر در گریبونم شب و روز سرشک از دیده بارونم شب و روز نه...

فقر یعنی شاد نیستی برقصی ..................

خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو ...

هیچگاه نفهمیدم ، چه رازیست ، بین ، دل و دستم از دستم رفت ،...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

ایکه با یاد تو در آتش تب می سوزم ، یاد من کن که به یادت همه ...

از آتش دل شمع طرب را مانم وز شعله آه سوز تب را مانم دور از...

از آتش دل شمع طرب را مانم وز شعله آه سوز تب را مانم دور از...

🍁یک قصه تلخ از عشق🍁

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_بیست_و_هفتم#شب یار من تب است و غم #سی...

شب یار من تب است و غم سینه سوز همتنها نه شب در آتشم ای گل که...

همچون نسیم بر تن و جانم وزید و رفتما را چو گل دمی به سوی خود...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران تند میبارم نمی آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط