{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه کمی دور می ایستاد

هَمیشه کمی دور می ایستاد..
اِنقدر دور که نتوانی در آغوشش بکشی..
که انتظار نداشته باشی تو را در آغوش بکشد
اما به اِندازه ای نزدیک
که مِهربانی اش را محسوس کند
آنقدر نزدیک که با خودت بگویی؛
[مَعلوم است که دوستَم دارد]..♥
و آنقدر دور که از خودت بپرسی؛
مگر میشود دوست داشت و دور ایستاد..؟!

همین....
دیدگاه ها (۱)

بی #تو ❤ هر لحظه مَرا ...بیمِ فرو ریختن است مثلِ شهری  که ب...

به #تو ❤ که می‌رسم، مَکث می‌کنم!انگار در زیبایی‌اتچیزی جا گ...

هَمه چی تمام نبود ، حتی از دید من...!زیبا بود ،... اما زیبات...

شِعر جای خودش را داردو تو جای خودت را...اصلا هر چیزی جای خود...

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

ا~ت و شونو پارت ۴۰_خب خب دیگر بهتر است که به فکر جنگ خودمان ...

part14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط