{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی بی تی اس پارت

چندپارتی بی تی اس پارت³
آخر

تا در رو بستی شروع کردی به اشک ریختن چون برات سخت بوده که خانوادت تَردِت کردن برای انتخابی که کردی .
تقریبا ساعت ۷ شب بود که اومدن در اتاقت رو زدن و نامجون گفت : ما میخوایم بریم بیرون میخوای با ما بیای ؟
ا/ت:  میشه ده دقیقه صبر کنید من حاضر بشم ؟
تهیونگ از اون سر سالن داد زد : آره حتما .
سریع آماده شدی و،یه تینت زدی و سر و وضعت رو مرتب کردی .
از اتاق خارج شدی و اونا از شدت سادگی و اراسته بودن تو در تعجب بودن .
باهم دیگه به یه رستوران رفتید تا ورود تو رو به گروه جشن بگیرن و کلی خوش بگذرونین .
توی رستوران کلی غذا و 🥂 خوردین و اون شب رو بد مستی کردی طوری که جونگکوک و نامجون دستاتو گرفته بودن.
یونگی و جیهوپ هم پاهاتو گرفته بودن و جین و تهیونگ و جیمین هم از کنار ساپورتشون میکردن که نیفتید و نوبتی بوبتی کولت میکردن تا به خونه برسین😅😅

این هم از این .
اولین چندپارتی ای بود که نوشته بودم اما دیکه نمینویسم چون واقعا حوصله ادامه دادنشونو ندارم 😊

لایک و کامنت فراموش نشه سیسی ها🥰🎀
دیدگاه ها (۰)

دو پارتی یونگی پارت¹تازه به خوابگاه جدید منتقل شده بود و شب ...

سناریو یونگی پارت ²پسرک گذاشت و گفت : لطفا ...هیچی نگو .پسرک...

سناریو درخواستی وقتی باهاشون دعوا میکنیتام / دراکو : وقتی با...

تکپارتی تام وقتی تو گوشیت میبینه اکست بهت پیام داده ( ازدواج...

part2🦋&{یه فنجان بزرگ شکلات داغ به همراه چنتا شکلات روی میز ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_320 کاش زندگی این همه ...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part7آت رو برد پایین نشستن سر میز شروع به صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط