زیباترین عشق
#زیباترین_عشق
#پارت_6۹
دیانا _ارسلان من گشنمه
ارسلان_عزیزم الان غذا میارن
دیانا _من سوپ نمیخورم
ارسلان_خب چی میخوری
دیانا _من جوجه، کباب کوبیده و مرغ و ماهی و همینجور چیزا.
ارسلان _فک کردی من فکر اینجاهاشو نکردم
دیانا _چی
ارسلان _İçeri gel.
بیایید داخل
دیانا _چشامو چرخوندم دیدن از طرف در همه چی برام ردیف شده😍
واییی ارسلاااان
ارسلان_جانم
دیانا _چقد خوبی توووو
ارسلان_خوبی از خودته جیگر
دیانا _همینکه غذا هارو آوردن نشستم مثل چی لمبوندم تو این یه هفته اینقد ک بهم رسیده اصلا نمیدونم تیر کجام خورده 😂
ارسلان_آ کن
دیانا _آ و این یکی لقمه رو هم خوردم
خیلی خوشمزه بود
30مین بعد💖
ارسلان_خب دیانا بلند شو بریم ک خیلی وقته خونوادهانون مارو ندیدالان دارم پر میزنن
دیانا _اره عزیزم برای کی بلیت گرفتی
ارسلان_برای فردا خوبه دیه؟
دیانا-اره، دلمم داره کنده میشه اینقد ک ندیدمشون
ارسلان_رفتم سمت دیانا و بغلش کردم و با هم به سمت بیرون روانه شدین
گذاشتمش تو ماشین خودمم نشستم اونور
دیانا _زدم رو آهنگ عشق جان
ارسلان_دنیامی اونیکه میخوامی عشق جانم
هوامی توو همه نفس هامی عشق جانم
دیانا _عههه خجالت کشیدم
ارسلان_رفتم جلو لپشو کشیدم
دیانا میدونی ب چی فک میکنم؟
دیانا _به چی؟
ارسلان_خب اینکه زندگیمون چی بشه
ینی یه دختر گوگولی مگولی با یه پسر بابایی
دیانا _بیشور بیادب بزار یکم بگذره
ارسلان _😂😂😂عهه راس میگم دیگ
دیانا _خب ارسلان رسیدیم
ارسلان _پیاده شدیم و دست ب دست دیانا رفتیم و درو باز کردم
دیانا _وای چقد دلم برای اینجا تنگ شده بودددد
ارسلان _اصلا تو مدت ک نبودی و بيمارستان بودی خونه خونه نبود زندان بود
دیانا _پس میخواستی چ باشه؟
ارسلان _هیچی😂
اَلو بله
مامان ارسلان_گوشی بده دیانا
ارسلان_بیا عزیزم
دیانا_الو سلام
مامان ارسلان_سلام خوشگلم وای چقد خوشحال شدم صداتو شنیدم
دیانا _ممنون مامان جان
خوبید شما
مامان دیانا _کی میای،بخدا اینجا با مامانت مردیم
کلی نقشه براتون کشیدیم
دیانا _😂😂😂مامان جان ارسلان برای فردا بلیت گرفته
عههه چیشد گوشی قط شد
ارسلان_نگران نباش رفتن از خوشحالی خبر بدن
دیانا _😂بریم تو
ارسلان_بریم عزیزم
دیانا _رفتیم داخل
رفتم اول حموم دوش گرفتم راحت شدم اومدم پشت صندلی و کلی آرایش کردم و تاب گوگولی با شلوار جذبمو پوشیدم و موهامو بالا بستم میخواستم در رو فشار بدم برم بیرون ک در باز شد
ارسلان اومد جلوم
چقد خودتو خوشگل کردی
دیانا _نمیکردم؟
ارسلان_چرا ولی فکرت به عواقبش باشه
دیانا _صورتمو زشت کردم و یکی زدم تو سرش
ارسلان_شوخی میکنی؟ باشه
دیانا _هولم داد عقب و افتادم رو تخت اومد رومو دستمو گرفت و قلقلک داد
ارسلان (با خنده) ترو خدا تا زه عمل کردم 😂😂😂😂😂ولم کن خواهش میکنم
ارسلان _😂😂😂😂😂حیف ک عمل کردی وگرنه الان حال میداد تا صب همینجوری قلقلکت بدم
دیانا _بلند شدمو گفتم
باشه امشب گشنه گشنه بخواب پس
ارسلان_دیانااا
دیانا _شوخی کردم بلند شو بریم پایین
نشستم رو دوس ارسلان و مثل خر اینور اونور کرد منم حال میکردم اون بالا
ارسلان_اون بالا هوا چطوره
دیانا _عالییی
ارسلان _خب برویم سمت آشپزخونه
دیانا _بزارم زمین
منو گذاشت زمینو
از آشپز خونه رفت بیرون
#پارت_6۹
دیانا _ارسلان من گشنمه
ارسلان_عزیزم الان غذا میارن
دیانا _من سوپ نمیخورم
ارسلان_خب چی میخوری
دیانا _من جوجه، کباب کوبیده و مرغ و ماهی و همینجور چیزا.
ارسلان _فک کردی من فکر اینجاهاشو نکردم
دیانا _چی
ارسلان _İçeri gel.
بیایید داخل
دیانا _چشامو چرخوندم دیدن از طرف در همه چی برام ردیف شده😍
واییی ارسلاااان
ارسلان_جانم
دیانا _چقد خوبی توووو
ارسلان_خوبی از خودته جیگر
دیانا _همینکه غذا هارو آوردن نشستم مثل چی لمبوندم تو این یه هفته اینقد ک بهم رسیده اصلا نمیدونم تیر کجام خورده 😂
ارسلان_آ کن
دیانا _آ و این یکی لقمه رو هم خوردم
خیلی خوشمزه بود
30مین بعد💖
ارسلان_خب دیانا بلند شو بریم ک خیلی وقته خونوادهانون مارو ندیدالان دارم پر میزنن
دیانا _اره عزیزم برای کی بلیت گرفتی
ارسلان_برای فردا خوبه دیه؟
دیانا-اره، دلمم داره کنده میشه اینقد ک ندیدمشون
ارسلان_رفتم سمت دیانا و بغلش کردم و با هم به سمت بیرون روانه شدین
گذاشتمش تو ماشین خودمم نشستم اونور
دیانا _زدم رو آهنگ عشق جان
ارسلان_دنیامی اونیکه میخوامی عشق جانم
هوامی توو همه نفس هامی عشق جانم
دیانا _عههه خجالت کشیدم
ارسلان_رفتم جلو لپشو کشیدم
دیانا میدونی ب چی فک میکنم؟
دیانا _به چی؟
ارسلان_خب اینکه زندگیمون چی بشه
ینی یه دختر گوگولی مگولی با یه پسر بابایی
دیانا _بیشور بیادب بزار یکم بگذره
ارسلان _😂😂😂عهه راس میگم دیگ
دیانا _خب ارسلان رسیدیم
ارسلان _پیاده شدیم و دست ب دست دیانا رفتیم و درو باز کردم
دیانا _وای چقد دلم برای اینجا تنگ شده بودددد
ارسلان _اصلا تو مدت ک نبودی و بيمارستان بودی خونه خونه نبود زندان بود
دیانا _پس میخواستی چ باشه؟
ارسلان _هیچی😂
اَلو بله
مامان ارسلان_گوشی بده دیانا
ارسلان_بیا عزیزم
دیانا_الو سلام
مامان ارسلان_سلام خوشگلم وای چقد خوشحال شدم صداتو شنیدم
دیانا _ممنون مامان جان
خوبید شما
مامان دیانا _کی میای،بخدا اینجا با مامانت مردیم
کلی نقشه براتون کشیدیم
دیانا _😂😂😂مامان جان ارسلان برای فردا بلیت گرفته
عههه چیشد گوشی قط شد
ارسلان_نگران نباش رفتن از خوشحالی خبر بدن
دیانا _😂بریم تو
ارسلان_بریم عزیزم
دیانا _رفتیم داخل
رفتم اول حموم دوش گرفتم راحت شدم اومدم پشت صندلی و کلی آرایش کردم و تاب گوگولی با شلوار جذبمو پوشیدم و موهامو بالا بستم میخواستم در رو فشار بدم برم بیرون ک در باز شد
ارسلان اومد جلوم
چقد خودتو خوشگل کردی
دیانا _نمیکردم؟
ارسلان_چرا ولی فکرت به عواقبش باشه
دیانا _صورتمو زشت کردم و یکی زدم تو سرش
ارسلان_شوخی میکنی؟ باشه
دیانا _هولم داد عقب و افتادم رو تخت اومد رومو دستمو گرفت و قلقلک داد
ارسلان (با خنده) ترو خدا تا زه عمل کردم 😂😂😂😂😂ولم کن خواهش میکنم
ارسلان _😂😂😂😂😂حیف ک عمل کردی وگرنه الان حال میداد تا صب همینجوری قلقلکت بدم
دیانا _بلند شدمو گفتم
باشه امشب گشنه گشنه بخواب پس
ارسلان_دیانااا
دیانا _شوخی کردم بلند شو بریم پایین
نشستم رو دوس ارسلان و مثل خر اینور اونور کرد منم حال میکردم اون بالا
ارسلان_اون بالا هوا چطوره
دیانا _عالییی
ارسلان _خب برویم سمت آشپزخونه
دیانا _بزارم زمین
منو گذاشت زمینو
از آشپز خونه رفت بیرون
۱۸.۰k
۰۵ فروردین ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.