بگو چگونه بمرمت

بگو چگونه بميرمت
که اينگونه در من نفس می‌کشی...
بگو چگونه
وابسته‌ی بودنت نباشم
که اينگونه زندگی‌ام را
با من قدم می‌زنی
و خنده‌ات را بيخ گوشم جا می‌گذاری.
بگو چگونه در تو حبس نباشم
که اينگونه در من جاری هستی.
تو بگو چگونه ترسِ از دست دادنت را
نداشته باشم
که اينگونه
با تو حالم خوب است...
دیدگاه ها (۰)

من دارم سخت ترین کار دنیا رو میکنم چون هم غمگینم، هم امیدوار...

یه جوری عاشقت شدم که لابه لای رگای قلبملای ذرات تنم نفس میکش...

بعضی وقت‌ها دلم كمی خدا می‌خواهد! نه فقط رو به قبله‌اش! دلم ...

باید سفر کرد از اینهمه تکرار باید عبور کرد از کنار درختان ای...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

امروز،پس از گذشت یکسال از نبودنت،از نفس نکشیدنت،از سکوت ابدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط