ادامه

ادامه
و دستمو محکم کشوندم رو شیشه خورد شده که باعث شد دستم پاره بشه به چکه چمه شدن خون توجهی نداشتم که با صدای جینهو که صدام میکرد هوپی به خودش اومد و از بازوم گرفتم و بغلم کرد و من بخاطر درد و فشار عصبانیت تو بغلش داشتم میلرزیدم
(اندکی بعد)
+دستتو بکش کنار خوبم
_مطمعنی
+اره
داشتم دروغ میگفتم و اینو هرکی می‌فهمید جیهوپ که نظاره گر حالم بود آهسته دستشو از دورم برداشت ولی تو حالت آماده باش وایساده بود که با اولین قدمی که برداشتم چشام سیاهی رفت و درد بدی رو تو بدنم احساس کردم.چشمام بسته بود نمیدونستم چقدر گزشته اما میتونستم صدای گریه جینهو رو و خواهش هاشو بشنوم که می‌گفت کار اشتباهی کردم لطفا بلند شو و همچنین صدای بسته شدن در و آمدن صدای یه زن
÷بیمار حالشون خوبه ولی باید مواظب باشید چون تو دوران عادت بودنشون زیاد استرس و عصبانی نشن سرم که تموم شه می تونن برن من برم کاری ندارید...
_خیر بفرماید ممنون
اروم اروم چشمامو باز کردم که با چهره خندان جینهو روبه‌رو شدم وقتی دید بیدار شدم شروع کرد به بوس کردن صورتم و پریدن این همه واکنش رو انتظار نداشتم بغلش کردم و سرش رو بوسیدم که
_پس بوس من چی اونوقت
+پرو نشو
_هعیییی
و به خوبی و خوشی زندگی کردن تماممم
خیلی بد تموم شدددد
دیدگاه ها (۴)

گایز از این به بعد سناریو ها این عکسها اوکی

ادامه دوستان پارت نامیه

ادامه (تو همین پارت تموم میکنم)جیهوپ دستم رو گرفت_ولش کن بچس...

به خاطر فالورلزای گلم میزارم

#پارت۳ رمان اگه طُ نباشی یکی دیگه منم لباسا رو پوشیدم و یه آ...

زور و عشق پارت ۷

بیب من برمیگردمپارت : 92داشتم تاج درست میکردم که صدای نفس ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط