{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرس
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس
زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل
دل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرس
گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد
هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس
پارسایی و سلامت هوسم بود ولی
شیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرس
گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم
گفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرس
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

*******
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
ساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من
در میان پختگان عشق او خامم هنوز
دیدگاه ها (۱)

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شده‌ام بی سر...

‍ دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شده‌ام بی ...

.برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم ه...

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم هن...

غزلستان : فال روز شنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم هن

'برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم ه...

برنيامد از تمناي لبت کامم هنوز بر اميد جام لعلت دردي آشامم ه...

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید ج...

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم ه...

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط