نیا باران زمین جای قشنگی نیست
نیا باران زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب می دانم
که گل در عقد زنبور است، اما یک طرف
سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد،
نیا باران پشیمان می شوی از آمدن،
زمین جای قشنگی نیست، در ناودان ها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دهند.
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند،
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به دراندازه می گیرند.
نیا باران زمین جای قشنگی نیست...
من از جنس زمینم خوب می دانم
که گل در عقد زنبور است، اما یک طرف
سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد،
نیا باران پشیمان می شوی از آمدن،
زمین جای قشنگی نیست، در ناودان ها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دهند.
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند،
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به دراندازه می گیرند.
نیا باران زمین جای قشنگی نیست...
- ۲.۳k
- ۰۹ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط