به کجا قصه این عشق حکایت بکنم
به کجا قصه این عشق حکایت بکنم
بروم از غم دوری ات شکایت بکنم
عاشقی بر تو حرام است خودم میدانم
دل به اصرار بخواهدکه حماقت بکنم
دور تو بسکه شلوغ است مرا نیست امید
من ازین فاصله تنها که حسادت بکنم
خواستم تا که به پابوس امامم بروم
او بگوید که بیا تا که شفاعت بکنم
این چه عشقیست که دارم گنه عاشق چیست
از تو درخواست کنم یا که جسارت بکنم
تو کجایی که ببینی زغمت میسوزم
بروم قصه این هجر حکایت بکنم
انقدر اشک براه دل تو میریزم
یا که میمیرم و یا جبرتو عادت بکنم
بروم از غم دوری ات شکایت بکنم
عاشقی بر تو حرام است خودم میدانم
دل به اصرار بخواهدکه حماقت بکنم
دور تو بسکه شلوغ است مرا نیست امید
من ازین فاصله تنها که حسادت بکنم
خواستم تا که به پابوس امامم بروم
او بگوید که بیا تا که شفاعت بکنم
این چه عشقیست که دارم گنه عاشق چیست
از تو درخواست کنم یا که جسارت بکنم
تو کجایی که ببینی زغمت میسوزم
بروم قصه این هجر حکایت بکنم
انقدر اشک براه دل تو میریزم
یا که میمیرم و یا جبرتو عادت بکنم
- ۸۴۰
- ۲۹ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط