{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته و درخلوتم صدایی نیست

دلم گرفته و درخلوتم صدایی نیست
ز یاد دوست دراین یادبود جایی نیست
چنانکه درشب من نیست نور امیدی
غروب دهکده را جزصدای پایی نیست
در کنارت حال من خوب است حتی در خیال
دل خوشم من با همین خواب و خیالات محال
مویِ مشکی،چشم مشکیِ
روزگارم را همیــن ها کرده مانند زغال
پاکیت نام تــو را روزی زبانزد می کنــد
توشبیه چشمه هایی صاف و شفاف وزلال
اخم را باور کنـم یا مهــــربانی هات را
خنده هایت اخم ها را می برد زیر سوال
دیدگاه ها (۴۳)

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

می‌ایستم پای تو با جان و تنم منپا می‌گذارم روی قلب آهنم منیک...

با من از خـانه بگـو، از دل دیـوانه بگوبامن از خودکشی این همه...

به کجا قصه این عشق حکایت بکنمبروم از غم دوری ات شکایت بکنمعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط