{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰

پدر غیرتی من

ویو کوک

سریع آماده شدم و دوربین ها رو روشن کردم تا اگر اتفاقی افتاد بتونم تو خونه رو ببینم که جیا چیکار میکنه و سریع راه افتادم و رسیدم انبار اسلحه ام و حاضر کردم و وارد شدم دیدم سوهیون اون جاسوس و بسته بیشتر که دقت کردم ..


این این که میساعه باورم نمیشه عوضییی

رفتم جلو و چونه شو گرفتم بالا که نیشخند کثیف زد

میسا: سلام جئونن* خنده

کوک: خفه شو با چه جراتی تو عمارت من جاسوسی میکنی هااا

میسا: مراقب اون کوچولو هم باششش* خنده

کوک: خفه شووو

میسا: خنده*

از عصبانیت تفنگم و در آوردم و تو مغزش شلیک کردم جاسوس عوضی

ویو جیا


از خوابم بیدار شدم ‌...وایسا کی لباسام و عوض کرده؟

یه جیغی زدم اگر اگر جونگ کوک اینکارو کرده باشه چییی وای خداااا

آروم از تخت پاشدم که قرص و کیسه آب گرم دیدم از خجالت لپ هام سرخ شد الان کوک میدونه من پر..یودم وای خدا اولین بارم بوده نگاهم که به پد رو میز افتاد بیشتر سرخ شدم رفتم پایین انگار خونه نبود دلم حوس خوراکی کرده بودم آروم دیواره و گرفتم و لنگان لنگان رفتم پایین و نشستم رو کاناپه و شروع کردم فیلم دیدن که دلم دوباره درد گرفت یهو بم بدو بدو اومد

جیا: بمممم دلم برات تنگ شده بود

بم: هاپ

بغلش کردم و گذاشتم رو پاهام که شکمم کم کم گرم شد و خوب شد بم رو پاهام خواب بود آروم سرش و نوازش کردم که در باز شد و کوک با لباس خونی اومد تو و اومد روبه رو من و بم و از رو پاهام گذاشتم کنار و رو صورتم خم شد نفساش رو صورتم می‌خورد خیلی ترسیده بودم میخواست چیکار کنه.......
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۱پدر غیرتی منوبو جیایهو نرمی چیزی رو روی لبم احساس کر...

آهنگی که کوک واسه جیا خوند.....:)

پارت ۹ویو کوک خیلی کیوت خوابش برده بود اندام سفید و کوچیکی د...

پارت ۹پدر غیرتی منویو جیابا صبحانه بازی میکردم که نگاهش بهم ...

عشق شعله ور یک مافیا

مهم

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۶ویو فرداجیا:رفتیم از بابابزرگ شون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط