پارت ۹
پارت ۹
ویو کوک
خیلی کیوت خوابش برده بود اندام سفید و کوچیکی داشت لبخند زدم و برآید بلندش کردم و لباس زیر هاش و در آوردم چشمام قفل سی*نه و پو*صیش بود زول زده بودم که کمی تکون خورد رفتم و لباس زیر تنش کردم و یک لباس گشاد و برش کردم واسه پریودیش رفتم یکم قرص و کیسه آب گرم و پد خریدم و کارای لازم و انجام دادم باره اولش بود عجب
و رفتم دفتر کارم و و لبتاپ کار میکردم و که سوهیون زنگم زد جواب دادم
سوهیون: سلام ارباب
کوک: بگو
سوهیون: جاسوس و پیدا کردیم
کوک: خوبه الان میام
.....
ویو کوک
خیلی کیوت خوابش برده بود اندام سفید و کوچیکی داشت لبخند زدم و برآید بلندش کردم و لباس زیر هاش و در آوردم چشمام قفل سی*نه و پو*صیش بود زول زده بودم که کمی تکون خورد رفتم و لباس زیر تنش کردم و یک لباس گشاد و برش کردم واسه پریودیش رفتم یکم قرص و کیسه آب گرم و پد خریدم و کارای لازم و انجام دادم باره اولش بود عجب
و رفتم دفتر کارم و و لبتاپ کار میکردم و که سوهیون زنگم زد جواب دادم
سوهیون: سلام ارباب
کوک: بگو
سوهیون: جاسوس و پیدا کردیم
کوک: خوبه الان میام
.....
- ۶.۱k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط