پارت ۹
پارت ۹
پدر غیرتی من
ویو جیا
با صبحانه بازی میکردم که نگاهش بهم خورد
کوک: چرا صبحونه ات و نمیخوری؟
جیا: گرسنه نیستم
کوک: ولی باید بخوری خیلی ضعیفی
جیا: گفتم گشنم نیستتت* داد
ویو کوک
جا خوردم الان اون داشت سره من داد میزد؟ عصبی نگاش کردم که از سره میز پاشد با کمک کاناپه و میز خودش و رسوند به پله های عمارت منم با خشم نگاش میکردم
جیا: میرم حاضر بشم* بیحال
این بچه چشه؟ چرا همچین کرد؟
داشتم صبحونمو میخوردم که صدای گریه اش بلند شد بدو بدو رفتن بالا وایسا من چرا نگرانم؟ ول کن برو ببین چشه رفتم که دیدم رو تخت تو خودش جمع شد و گریه میکنه
رفتم پیشش
کوک: خوبی؟
جیا: هقق دلمم خیلی هقق درد میکنههه آییی هقق کمکم کن هقق الان از درد میمیرمم هق
نگاهم به پایین تنه اش افتاد که ملافه رو خونی کرد ببود فهمیدم چی شده آروم بلندش کردم و گذاشتم تو وان حموم
لباساش و در اوردم اولش خیلی مقاومت میکرد ولی بعدش رام شد آب گرن و باز کردم ملافه رد هم عوض کردم و رفتم حموم یک صندلی کوچیک کنار وان گذاشتم و نشستم لپاش از خجالت قرمز شده بود
آروم دستم سمت دلش بردم که ترسیده نگان کرد
کوک: آروم کاریت ندارم چیزی نیست باشه؟ آروم دراز بکش بعد خوب میشی باشه؟
جیا: هوم
آروم دلشو ماساژ میدادم که خوابش برد
پدر غیرتی من
ویو جیا
با صبحانه بازی میکردم که نگاهش بهم خورد
کوک: چرا صبحونه ات و نمیخوری؟
جیا: گرسنه نیستم
کوک: ولی باید بخوری خیلی ضعیفی
جیا: گفتم گشنم نیستتت* داد
ویو کوک
جا خوردم الان اون داشت سره من داد میزد؟ عصبی نگاش کردم که از سره میز پاشد با کمک کاناپه و میز خودش و رسوند به پله های عمارت منم با خشم نگاش میکردم
جیا: میرم حاضر بشم* بیحال
این بچه چشه؟ چرا همچین کرد؟
داشتم صبحونمو میخوردم که صدای گریه اش بلند شد بدو بدو رفتن بالا وایسا من چرا نگرانم؟ ول کن برو ببین چشه رفتم که دیدم رو تخت تو خودش جمع شد و گریه میکنه
رفتم پیشش
کوک: خوبی؟
جیا: هقق دلمم خیلی هقق درد میکنههه آییی هقق کمکم کن هقق الان از درد میمیرمم هق
نگاهم به پایین تنه اش افتاد که ملافه رو خونی کرد ببود فهمیدم چی شده آروم بلندش کردم و گذاشتم تو وان حموم
لباساش و در اوردم اولش خیلی مقاومت میکرد ولی بعدش رام شد آب گرن و باز کردم ملافه رد هم عوض کردم و رفتم حموم یک صندلی کوچیک کنار وان گذاشتم و نشستم لپاش از خجالت قرمز شده بود
آروم دستم سمت دلش بردم که ترسیده نگان کرد
کوک: آروم کاریت ندارم چیزی نیست باشه؟ آروم دراز بکش بعد خوب میشی باشه؟
جیا: هوم
آروم دلشو ماساژ میدادم که خوابش برد
- ۹.۲k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط