{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part عشق پنهان

part31 عشق پنهان
《ویو ات》
رفتیم و طرز تهیه کیک رو از اجوما گرفتیم
ات: خب اول باید وسایلی که اجوما نوشته رو آماده کنیم
جونگ کوک: خب تو بگو من میرم میارم
ات: اوکی
ات: آرد رو بیار
جونگ کوک: پیدا کردم بیا《آرد رو گذاشت روی میز》
ات: خب حالا تخم مرغ رو بیار
《ویو ات》
جونگ کوک رفت سمت یخچال
جونگ کوک: چند تا بیارم؟
ات: اینجا زده ۲ تا
جونگ کوک دوتا تخم مرغ آورد و گذاشت روی میز
ات: شکر
جونگ کوک رفت و از داخل کابینت شکر آورد
نویسند: ات و جونگ کوک وسایل رو آوردن و روی میز گذاشتن و کیک شکلاتی درست کردن و گذاشتن که بپزه و تا کیک بپزه جونگ کوک رفت حموم و ات هم رفت جلوی تلوزیون
《ویو ات》
چرا باید اینجا باشم؟ یعنی این سرنوشتی بود که من میخواستم زود تر ببینم واقعا اگر میدونستم همچین سرنوشتی دارم هیچ وقت نمی‌خواستم زمان بگذره که دچار همچین سرنوشتی بشم یعنی الان مادر پدرم کجان ؟ دارن چقدر غصه میخورن که من کجا هستم
جونگ کوک: سلام خانم کوچولو
ات: یااااا ترسیدم
جونگ کوک: نترس کوچولو
《ویو ات》
جونگ کوک رفت سمت آشپزخونه
ات: درست شده؟
جونگ کوک: آره
ات: بیار بخوریم
جونگ کوک: بدون نوشیدنی نمی‌چسبه نوشیدنی چی میخوای؟
ات: امم ... آب پرتقال می‌چسبه
جونگ کوک: اوکی منم ... منم همون آب پرتقال میخورم
نویسنده: ات و جونگ کوک رفتن توی حیاط و روی صندلی نشستن کیک و آب میوه رو روی میز گذاشتن و به فضای حیاط نگاه میکردن و کیک آبمیوه میخوردن😋...
پارت بعدی اسمات😈ببینم چیکار می کنید دیگه👇👀
❤شرط پارت بعدی❤
🌹۷۰لایک🌹
🎀۳۵کامنت🎀
⚘۱۸بازنشر⚘
دیدگاه ها (۶۴)

وایب جونگ کوک توی فیک>>>

part32 عشق پنهانات: من میرم بخوابمجونگ کوک: باشه《خنده ی شیطا...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط