{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی_فاکر

ددی_فاکر


پارت۷۶


جونگ میونگ همه چیو واسه سفر ب آمریکاش آماده کرد
کوک هم دیگه مخالفتی نکرد
اما میدونست فقط واسه دیدن یه دوست نمیره به آمریکا...
جونگ میونگ هم یه دنده و کله شق بود..

کوک:: پروازت کِیه بسلامتی...
جونگ میونگ:: چرا لحنت مسخرس؟!
کوک:: چون دارم مسخرت میکنم
جونگ میونگ:: فردا ساعت ۶ میرم...دو روز بعد برمیگردم
کوک:: گفته بودم حق برگشت نداری،اگرم بیای ت عمارت من جایی نداری
جونگ میونگ:: اگه فک کردی میتونی اون دختره هرزه رو جایگزینم کنی باید بگم ک کور خوندی جئون جونگ کوک...حرف دیگه ای ندارم و بدون خونش بروز ب دستم ریخته میشه...

.......................................................


سوبین:: آب شده رفته ت زمین‌...
آنا:: شاید رفته بوسان
یوری:: اونجام نبود
سوبین:: شاید کوک ازش خبر داشته باشه
آنا:: کوک و ساناکو دیگه هیچ رابطه ای نداشتن
یوری:: باید برم سراغ کوک،اخرین کسیه ک ک شاید از ساناکو خبری داشته باشه
سوبین:: کوک رو چطوری پیدا کنیم
یوری:: قبلا ساناکو شمارشو داد
آنا:: خب الان بهش زنگ بزن
یوری:: دیر وقته،بزار فر...
سوبین:: نونا رو شاید بلایی سرش آورده باشه اصن،نمیخای زنگ بزنی تووو
یوری:: هووووی،صداتو رو من بلند نکن بچه
سوبین:: خب زنگ بزن

یوری با بی میلی شماره کوک رو گرف...


کوک جدیدا بد خواب بود و شبارو تقریبا بیدار بود
شماره یوری رو ک دید اولش تعجب کرد
بعد خیلی ریلکس و خونسرد جوابشو داد...

کوک:: چ عجب...یوری...
یوری:: سلام کوک..حالت چطوره
کوک:: خوبم! ت چی
یوری:: کوک سوالی دارم،باید جواب بدی
کوک:: باید!؟
یوری:: کوک خواهش میکنم...
کوک:: میشنوم
یوری:: ساناکو..خبری ازش داری؟! دوروزه ک غیبش زده..
کوک:: خبری ندارم..
یوری:: کوک لطفاً..
کوک:: ببین دارم حقیقتو میگم،هیچ خبری ازش ندارم،ب من چ مربوطه...
یوری:: باشه،ممنون
کوک:: خب..گفتم مهم نیست ولی...اتفاقی افتاده ک اون باید بره!؟
یوری:: ن،همچی اوکی بود...بای

یوری گوشیو قطع کرد
سوبین و آنا کنجکاو و سوالی زل زدن ب یوری

یوری:: اینجوری نگام نکنید ازش بیخبره
سوبین:: این حرومزاده دروغ میگه
یوری:: ن...اون راستشو گفت،مطمئنم
آنا:: خب چیکار کنیم؟!
یوری:: بنظرم اون سالمه و رفتنش با خودش بود...حتما دلیلی داشته و نیاز بود ک خودشو گم گور کنه
سوبین:: یعنی میگی منتظرش باشم بیاد؟!
یوری:: بجز این کار دیگه ای هم از ما ساخته نیست
سوبین:: هففف،باشه

#dasam
دیدگاه ها (۲۸)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط