{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Badandgoodlife

#Bad_and_good_life
Part ①⓪
"فلش بک به روز قرار "
(ویو یونا)

ساعت9 صبح با الارم گوشی بیدار شدم دلم میخواست باز بخوابم ولی باید میرفتم
چون امروز با تهیونگ قرار داشتم باید لباس و اینجور چیزا میخریدم

(رفت سمت دستشویی کارای لازمش و کرد و یه دوش45مین گرفت

- اومد بیرون روتین پوستی انجام داد لباس پوشید

-رفت سمت اشپز خونه یه رامیون با تخم مرغ درست کرد و خورد

-رفت لباس بیرون شو پوشید(عکس شو میزارم)

-رفت فروشگا هپی لند و شروع کرد به گشتن و انتخاب کردن لباس، بعد 1ساعت گشتن داخل بوتیکز بلخره لباسشو انتخاب کرد و برگشت سمت خونه

-ساعت1:37دقیقه بود خیلی خسته بود(منم بودم خسته میشدم:/)

-رفت بخوابه گوشیش و روی ساعت 3:20دقیقه تنظیم کرد و خوابید

(ویو تهیونگ)
√ساعت1 بودرفتم خونه خودمم خیلی ذوق داشتم امروز با یونا قرار داشتم

-ساعت1:20دقیقه رسیدم خونه سر راه رفتم کافه یه کیک شکلاتی با کاپاچینو خوردم

-رفتم حموم زمان از دستم در رفت و یه دوش 50 مین گرفتم(این خوددد منه)

-اومدم بیرون ساعت2:10بود

-رفت موهاشو خشک کرد و لباس پوشید

-رفت سمت تختش و دراز کشید و خوابید

-به اجوما گفت بود ساعت5:40دقیقه بیدارش کنه

فلش بک به ساعت 3:20دقیقه ویو یونا

با صدای الارم گوشیم مثل برق گرفته ها بیدار شدم

-رفت یه چیزی خوردم و رفتم ک اماده شم

-موها شو یه ذره حالت داد

-لباس شو پوشید(عکس شو میزارم)

-اریش کرد

-لباس و شو پوشید

-عطرVictoria Secret شو زد

-رفت سمت ادرسی ک تهیونگ براش فرستاده بود

ویو تهیونگ ساعت 5:40دقیقه

-با صدای اجوما پاشدم

-رفتم صورتم و شستم

-موهام شونه کردم

-کت شلوارمو پوشیدم

-عطر Dior SAUVAGE شو زد

-حرکت کرد به سمت کافه
دیدگاه ها (۰)

لباس یونا برای رفتن به فروشگاهپارت10

لباس یونا برای قرارپارت10

#Bad_and_good_life Part ⑨"فلش بک به فردا"(ویو تهیونگ) √از سا...

#Bad_and_good_life Part⑧√هووووف چرا من گیر این خانواده افتاد...

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

عشق دو طرفه پارت ۱۲

نامجون: میخواستم بگم که قراره یه عضو جدید بیاد توی گروه تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط