{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Badandgoodlife

#Bad_and_good_life
Part ⑨
"فلش بک به فردا"
(ویو تهیونگ)
√از ساعت6 صبح رفتن شرکت کلی کار رو سرم ریخت تموم نمیشه

√وایییی این خانواده دارن روانیم میکنن من نمیخوام این شرکت بهم برسه کی و ببینم

☆تهیونگ شی(شی=اقا)

√وات، تواینجا چیکار میکنی

☆این و من باید ازت بپرسم(عصبی)

√عااا خب چی کنم پدربزرگم ولکن نیست

☆عووووف تو الان باید تت شرکت خودت باشییی

√هیـــش یواش تر میشنون، این کارکنانن هم منتظر اینن من یه آتو بگیرن

☆الان داخل شرکت بهت نیاز دارن

√منشیم ک هست

☆یااااا تهیونگ

√یااا اقای جانگ مگه بهت نگفتم سرم من وسط اجتماع داد نزننننن

☆اگه باز اینطوری کنی داد میزنم(بعداز حرفش با عصبانت رفت)

√آیـــــش
(جانگ هاساک دوست صمیمی تهیونگ)

(خب کنجکاوین ک بدونین تهیونگ چ شرکتی داره ک کسی خبر نداره خب باید بهتون بگم که الان بهتون نمیدم 😂کرم درون فعاله... اهمم خب اره بریم جلوتر میفهمین)
دیدگاه ها (۰)

#Bad_and_good_life Part ①⓪"فلش بک به روز قرار "(ویو یونا)ساع...

لباس یونا برای رفتن به فروشگاهپارت10

#Bad_and_good_life Part⑧√هووووف چرا من گیر این خانواده افتاد...

هاییییچطولینروالین؟ ببخشید یه ندت نیودم من واقعا در گیر یه س...

پارت اول :قسمت اشناییتهیونگ ، انیا یعنی تو ، الا نامزد جونکو...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط