{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلی خسته و غمگین همه سال

با دلی خسته و غمگین همه سال
دور از این جوش و خروش
می روم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود
تا
کشم چهره بر آن خاک سیاه
وندرین راه دراز
می چکد بر رخ من اشک نیاز
می دود در رگ من زهر ملال
منم امروز و همان راه دراز
منم اکنون و همان دشت خموش
من و آن زهر ملال
من و آن اشک نیاز
دیدگاه ها (۲)

ای غریبان سفر کرده ! کدامین غربتبدتر از غربت مردان وطن دروطن...

خورد گل سیلی از باد غضبناکبه هر سیلی گلی افتاده بر خاکچمن را...

بدون عطر خوش ياس تو بهاري نيستبدون محور خورشيدي ات مداري نيس...

در بیابانی دورکه نروید جز خارکه نخیزد جز مرگکه نجنبد نفسی از...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

نمیبخشمت p.22

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

در بیابانی دورکه نروید جز خارکه نخیزد جز مرگکه نجنبد نفسی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط