{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاشا نکن عشق تو از چشم تو پیداست

حاشا نکن عشق تو از چشم تو پیداست
چشمان تو لبریز از عشق و تمناست
این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید
عمر من دیوانه تا فردا نپاید
آئینه چشمان تو میگوید از عشق
روی لب شیرین تو اما و شاید

من تک درخت صحرای دورم
خورشید من محتاج نورم
تو میتوانی تا مثل باران بر من بباری
عشق من تا من بمانم

همچو پرستو تو ای مسافر
در سایه عشقم بمان من سایه بانم
تن خسته ای لبریز خواهش
در حسرت دست نوازش
یا زندگی بر من ببخشای
یا ریشه ام سوزم به آتش

من عاشقم عاشق ترینم
عاشق ترین مرد زمینم
در چشم خود من را ببین
حرفی بزن ای نازنین
ای اولین ای آخرینم
دیدگاه ها (۷)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

برادر ناتنی

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

ًای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو  را  سیر ببین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط